|
|
برای ارسال دعوتنامه های پرشین گیگ و عکس پرینت به لینک زیر مراجعه کنید یا در همین جا پیغام بگذارید نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 2:24 توسط حسین سلام من چند سالی هست که در شعر گفتن دستی دارم که میتونید تو وبلاگ ادبی من بعضی از شعر هام رو بخونید www.hpil.blogfa.com این شعر را در مورد محسن چاوشی عزیز گفتم به نام مرد حنجره طلایی: در هياهوي بي صدايي آواز قلوم خوش صدايش را كرد باز
باز كنيد راه را هين كه صدا ميرسد بسته كنيد هر دهان ملك صدا ميرسد
ما ز صوت تو عاشق ها ديده ايم زاين صداي خش آلود لابه ها ديده ايم
چه خوش گفته صفا به آوازت ز تمجيد كاين صدا پر شده هر جاي جهان به فطير
هر كه صدايت به سمعش برسيد ز خود بي خود شد و بگريست
احساست هويداست بي هيچ چاوشي كذب نيست شهرت محسن چاوشي
ز صدر دل خواند شعر، شهريار صدا ز هر مركب ميرسد آواز تكسوار صدا
كاش ميدانست شوق مرا ابولصداي آواز به وصالش كه آغوش برايش كنم باز
دل پاره پاره شد ز نگارش اين رقعه بس كاين وصف صدا در زبان نميگنجه
خواهان طنين بلبلانيم زاين پنجره ي مينايي خواهان ساز و آواز مرد حنجره طلايي نظر یادتون نره! نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 12:2 توسط حسین سلام بعد از تقریبا یکی دو ماه آپ نشدن اومدم ولی با چی اومدم دست پر دست پر: پوریای عزیز برام لینک تصویری شهر قصه را که در چند پست قبلی مفصلا به آن پرداختیم را فرستاده که لینک دانلود آن که دو قسمتی است و جمعا ۱۸۰ مگابایت میشود را میگذارم امید وارم لذت ببرید نظر یادتوون نره نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 20:46 توسط حسین سیزده بدرتان بدر باشد انشا الله جای آهنگ من خود آن سیزدهم محسن چاوشی عزیز در سیزده بدر امسال چقد خالی است
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 5:30 توسط حسین دوستان سينما دوست و چاوشي بازها شبكه پربيننده و جهاني طپش با ايجاد يك نظر سنجي در مورد سينما وموسيقي گام بزرگي نهاده شما ميتوانيد با مراجعه به لينك زير به جمشيد مشايخي و گلشيفته فرا هاني و محسن چاوشي راي بدهيد.
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 1:5 توسط حسین با درود فراوان خدمت شما عزيزان با توجه به استقبال شما از تاپيك قبلي يعني ورژن جديد آهنگ غزل خون، من بر آن شدم تا موجبات پيشرفت اين وبلاگ را هر چه بيشتر از پيش فراهم سازم .حال اين كه امروز يكي از كشفيات خود را مورد آهنگ هاي دو هنر مند بي رقيب پاپ اين چند سال اخير كه روابط تنگاتنگي نيز با هم دارند (محسن چاوشي و محسن يگانه) براي شما باز گو كنم : اگر خوب به آثار اين دو عزيز بنگريم متوجه اين امر خواهيد شد كه در تعدادي از قطعه هاي اين دو كلماتي را ميشنويد كه براي ما جنبه ي معنايي ندارند و اغلب مخاطبين گمان را بر اين ميگذارند كه شايد به زبان محلي خاصي خوانده شده است ولي من با تفقد در اين امر يافتم كه با بر عكس كردن يا همانreverse كردن آن تكه ي خاص ، كلماتي از اشعار آهنگ به دست مي آيد كه در تنظيم آهنگ بنا به نو آوري يا زيبايي كار به اين حال در مي آيد .در زير لينك سه تا از اين نمونه ها را مشاهده ميكنيد .
((جهت انتشار در وب ، ذكر نام اين وبلاگ الزامي است))
آهنگ کفتر چاهی (حجم۲۴۶كيلو بايت)
آهنگ شعر سپيد (حجم ۲۸۹ كيلو بايت)
آهنگ چمدونتو بردار با صداي محسن يگانه (حجم ۴۷۲ كيلو بايت)
نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 0:36 توسط حسین سلام و درود خدمت شما عزیزان و با عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن سال نو .نوروز مبارک. عیدی من به شما: امروز ورژن جدید آهنگ اما بازم نیومدی با صدای محسن چاوشی عزیز رو که ادیت و مونتاژ آن هم با خود بنده است رو برایدانلود گذاشتم ((هر گونه تغییر نام و دستکاری فایل و انتشار آن بدون ذکر نام این وبلاگ دور از اخلاق و قانون کپی رایت است)) دانلود (حجم:۱.۳mb)
نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387 ساعت 5:4 توسط حسین سلام وسپاس اگر خوب به گذشته و حتي حال سينماي ايران بنگريد متوجه اين امر خواهيد شد كه بازيگري همتاي بهروز وثوقي را پيدا نميكنيد.هنرمندي كه در سالهاي نه چندان زياد هنري خود نقشهايي را بازي كرد كه به جرات ميتوان گفت حتي پيران وبزرگان سينماي ايران هم چنين درخششي در كارهاي خود ندارند .پس از سي سال توقف هنر سينماي استاد وثوقي هنوز كسي همتاي گوزنها و قيصر و داش آكل وسوته دلان را نديده است. ولي باز هم ميرسيم به بحث هميشگي مان:(وزارت ارشاد) .اگر صرفا بازي نقشهاي مبتذل براي ممنوع التصوير بودن بهروز وثوقي مد نظر است پس چرا امثالهم در همين سينماي امروزه ما به ايفاي نقش ميپردازند .آقايان مگر نديده ايد نقشهاي مستهجن كساني مثل عنايت بخشي را كه الان حاجي سينماي ايران شده . واقعا بينديشيد .گذشته ها گذشته ، بياييد و با دعوت كردن اين استاد وثوقي در يك فيلم پر افتخار رونقي ديگر وارد سينما بكنيد و با هنر اين استادان نسلي به مانند ايشان هنرمند پرورش دهيد . متاسفانه چندي پيش در كانالهاي ماهواره اي تبليغي اسف بار را ديدم كه مرگ سينماي حرفه اي ما را فرياد ميكرد .استاد بهروز وثوقي در يك تئاتر به اصطلاح آبگوشتي با نام از ماهواره با عشق آن هم با كارگردان هوشنگ توضيع روي صحنه ميرود واقعا گريه دار نيست ؟ فكر كنيد استاد انتظامي به جاي وثوقي در اين تئاتر بود .چه حالي ميشديد؟ ((ناكام ماندن فردين از سينماي پس از انقلاب را براي بهروز وثوقي هم رقم نزنيد)) بياييد و با اعتراض به وزارت ارشاد، سينمايي پر هنر و شايسته اين ملت درست كنيم.
براي ديدن عكس استقبال از فيلم طوقي به ادامه مطلب برويد
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 2:23 توسط حسین آهنگ جديد و زيباي محسن يگانه به نام خاکستر (با سه کيفيت متفاوت)
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 5:30 توسط حسین خوب بعد از چند ماه خبرهای سینمایی بهتر است یک خبر اجتمایی جالب از منبع خبری امیر کبیر بخوانید برنامه امیرکبیر: در حالی که هفته گذشته به صورت اتفاقی و بدون اعلام هیچ گونه علتی اخبار کوتاهی مبنی بر برکناری سردار رضا زارعی، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران، در تعداد معدودی از رسانه ها منتشر شد، منابع غیر رسمی اعلام کردند علت برکناری ناگهانی این فرمانده رده بالای نیروی انتظامی کشف فساد اخلاقی در مورد وی بوده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر دو هفته پیش سایت خبری عصر ایران در خبر مبهمی اعلام کرد فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ به زودی تغییر می کند. در متن این خبر آمده بود: «سردار رضا زارعی که از دو سال پیش فرماندهی این نیرو در سطح استان تهران را برعهده داشت، تا روز یکشنبه کنار می رود و به جای او سردار اکبر شاهی فرماندهی استان تهران را عهده دار خواهد شد. برغم وجود شایعات متعدد، هنوز از دلیل کنار رفتن سردار زارعی خبر تایید شده ای در دست نیست و سرهنگ احمدی، سخنگوی ناجا با تکذیب شایعات موجود، فقط این را گفت که سردار استعفا کرده است و روز یکشنبه مراسم تودیع و معارفه برگزار می شود.» این خبر بدون آن که در خبرگزاری های رسمی بازتابی پیدا کند تنها در چند سایت معدود مانند فردانیوز، وابسته به حامیان قالیباف، بدون هیچ گونه توضیحی درج شد. اما منابع غیررسمی اعلام کردند علت برکناری ناگهانی زارعی و عدم پوشش رسانه ای مناسب در این خصوص بازداشت او در یک خانه فساد به همراه ۶ زن بوده است. گزارش های رسیده حاکی است سردار سرتیپ پاسدار رضا زارعی، رئیس پلیس استان تهران، در یک خانه فساد به همراه ۶ زن بازداشت شده است. گفته می شود این بازداشت به دستور مستقیم آیت الله هاشمی شاهرودی انجام شده است. هاشمی شاهرودی از بیم آن که روابط نزدیک سعید مرتضوی و رضا زارعی مانع از پیگیری صحیح موضوع شود، این مسئله را خارج از چارچوب دادستانی استان تهران دنبال کرده و شخصا پیگیری آن را بر عهده گرفته و دستور بازداشت فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ را صادر کرده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر پس از گذشت چند روز از بازداشت سردار زارعی، برای جلوگیری از پخش این خبر و به منظور آن چه عدم تضعیف نیروی انتظامی خوانده شده است، وی با قرار وثیقه از زندان آزاد می شود. شنیده ها حاکی از آن است که رئیس قوه قضاییه اصرار بر صدور حکم سنگین و اعمال مجازات شدید زارعی داشته و در همین رابطه رهبری هم خواهان اجرای قانون شده است. بیت رهبری تاکید کرده رسیدگی به پرونده این فرمانده نیروی انتظامی بایستی پس از انتخابات و بدون سرو صدا انجام شود. بر مبنای تحقیقات اولیه مردم محلی که خانه فساد در آن بر پا بوده با گزارش این مسئله به مقامات مسئول، این خانه را به عنوان مورد مشکوک معرفی می کنند و روز حمله به این خانه، سردار زارعی در کنار شش زن و دختر و در شرایطی زننده بازداشت می شود. زنانی که به همراه سردار زارعی بازداشت شده اند و در جریان بازجوئی و تحقیقات گفته اند وی از آن ها خواسته به صورت دسته جمعی به صف شده و در حالت عریان نماز جماعت بخوانند. جالب آن که سردار زارعی مسئول مستقیم اجرای طرح مقابله با اراذل و اوباش در تهران بود که نیروی انتظامی با برخوردهای خشن و زننده، افراد را بازداشت می کرد. وی همچنین یکی از مسئولین اصلی اجرای طرح امنیت اجتماعی بود. وی در مصاحبه ای که در اردیبهشت ماه امسال با رسانه ها انجام داد، گفته بود: «از آغاز طرح ارتقای امنیت اجتماعی در سطح استان تهران نیروی انتظامی بیش از ۳۵ هزار نفر را مورد ارشاد و تذکر قرار داده است. در همین خصوص هزار نفر به نیروی انتظامی احضار شدند و ۱۲۴ نفر به مراجع قضایی معرفی شدند. در ۵۲ روز ابتدای سال به ۷ هزار و ۹۳۳ نفر از اراذل و اوباش تذکر داده شد و چهار هزار نفر از آنان نیز دستگیر شدند و در مجموع هزار و ۱۰۱ پرونده در این زمینه در مراجع قضایی تشکیل شد.» نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 3:41 توسط حسین زمستان امسال هم مثل هرسال پايان يافت .سردي ماجراي سنتوري،مجوز نگرفتن دو آلبوم بي نظير محسن چاوشي(يك شاخه نيلوفر و من خودم آن سيزدهم) ،ماجراي قلب استاد مشايخي و همه و همه با زمستان سرد امسال خداحافظي كردند تا در بهاري نو اميد را در دلهاي خود بكارند ولي چه خوب است در اين بهار نو كه همه ي خلقت جامه نو بر تن ميكنند ،آقايان بالا نشين فرهنگ وارشاد هم رختي نو بر عقايد باطل خود بكشند تا ديگر شادمهر شدن محسن چاوشي و مسئله اي همچون سنتوري را شاهد نباشيم .آري زمستان، زيبا و پر برف بود ولي وزارت ارشاد اين برفهاي پربار را آب كرد و به يغما برد .چه خوش گفته سهراب سپهري نازنين كه رحمت خداوند بر او باد: (( پشت دريا ها شهري است كه در آن پنجره ها رو به تجلي باز است...بامها جاي كبوترهايي است كه به فواره هوش بشري مي نگرند)) آقايان آيا محسن چاوشي هم بايد بگويد )) قايقي خواهم ساخت))؟ ياد يك ديالوگ از سنتوري افتادم كه ماجراي محسن رو مد نظر داره: ((كي فكرش رو ميكرد علي سنتوري كه از اون خاني آباد تا همين شمرون كوفتي همه عاشقش بودند به اين روز بيافته ؟مجوز همه كنسرتهاش رو لغو كردند كاستش رو نگذاشتند بده بيرون.واسه چندر غاز پول مجبور شد بره خونه هر ننه قمري بزنه براي اجاره خونه،اين ،اون.كه چي ؟ يكي پول نداشت، يكي خواست بهش حال بده،يكي تركاك داد ،يكي عرق داد.كشيد، خورد .آه.علي سنتوري ...اينم شده وضع ما))
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 1:28 توسط حسین در فيلم سنتوري ۴ آهنگ توسط محسن خوانده شده كه فقط يكي جديد است و تا قاچاق فيلم سربه مهر باقي ماند لينك پايين براي دانلود آهنگ چه خوبه هميشه ما با هم باشيم است نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 1:34 توسط حسین در این چند وقت که وزارت ارشاد بهای سنگینی را برای عملی نشدن اهداف بی پایه اساس خود پرداخته حال به نقد مثلا حرفه ای سنتوری پرداخته که شما هم میتوانید آن ها را بخوانید ((همه لینکهای زیر دولتی است) http://www.tabnak.ir/pages/?cid=6968 http://www.rajanews.com/News/?24301 http://www.siasatrooz.ir/textdetalis.asp?dt=2/25/2008&siasatrooz=8&TextID=2854 حالا جواب ما بر این سطحی نگران و کوته فکران جامعه: وا قعا برايتان متاسفم، تا وقتي شما و امثال مادر علي سنتوري وجود داشته باشيد ملت ايران در همين بدبختي و فلاكتي كه شما راضي به نمايش گوشه اي از آن نيستيد مي سوزند .قفط سنتوري نبود كه ذره اي از بدبختي كه خود شما سر اين ملت بر آورديد را نشان داد.بودند دايره ها و آفسايدها و متولد ماه مهر وبازنده و... كه اگر به حق بنگريم غير از دايره هيچ كدام جنبه بزرگنمايي را نداشتند .حال اينگه جناب هرندي و جعفري جلوه بنا به سلايق شخصي، فيلم را توقيف ميكنند مسئله اي ديگر است.اين فيلم كه از مزمون آن پيدا است چنان ژرف كار شده كه كودكي هفت ساله هم به درون مايه آن پي ميبرد حال شما چرا نفهميديد در عجبم!اين فيلم نه تنها ضد مذهب نيست بلكه هدف والاي مذهب حقيقي اسلام را ميستايد .به صحنه هايي كه اشاره كرده ايد نگاهي بياندازيد...(1-عاقبت شرب وخمر اعتياد است و بدبختي وفلاكت كه در دين شريف و والاي اسلام هم تاكيد شده است .2-ازدواج سخت گيرانه اي كه شما انتظار آن را داشتيد با شرايطي ساده برپا شد كه درست هدف بالاي پيامبر گرامي ما بوده است.3-كدام صحنه مبتذل؟ برخورد فيزيكي دو زوج بازيگر كدام جوان را از پاي در ميآورد و به انحراف ميكشيد بر فرض كه جوانهايي ضعيف النفس بودند كه با چنين شرايطي تحريك شدند .ايا جز اين است كه آنان در اين جامعه خفقان آميز رشد كرده اند و هر چيز كوچكي شايد موجبات گناه آنان را فراهم آورد آيا جز اين است كه فضاي دروني جامعه ما با بزرگ كردن هرچيز كوچك جوانها را زده از هر دين ومذهبي ميكند . پس شما جنبه حقيقتي كه خود براي ما و جامعه ما رقم زده ايد را هم نداريد .واقعا براي ملتم ،آن ملتي كه روزگاري سردمداراني با كفايت و بافرهنگ و متدين واقعي(نه ظاهر نما) داشت ميسوزد. نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 1:37 توسط حسین استاد داريوش مهرجويي بعد از سنتوري قصد ساخت فيلمي تحت عنوان نقاب زيبا را دارد كه طي اظهارات ايشان در بهار و تابستان سال گذشته تصميم بر اين بود كه باز هم دو زوج هنري موفق يعني بهرام رادان و گلشيفته فراهاني عزيز در كنار هم به ايفاي نقش بپردازند اين مسئله گذشت تا اينكه در اين چند وقت اخير اعلام شد كه اعتبار پروانه ساخت اين فيلم تمام شده است و مجددا بايد روند خود را طي كند و طبق گفته مسئولين وزارت ارشاد اين موضوع هيچ ارتباطي با مسئله سنتوري ندارد . موضوع اين فيلم در مورد جواني است كه پس از مجروح شدن در جنگ به علت اوضاع نامناسب چهره اش مجبور ميشود گونه اي ديگر با خوانواده اش رو برو شود .حال آيا واقعا باز هم شاهد هنرمندي دو عزيز نام بره در اين فيلم هستيم يا خير؟ . گفته مي شود كه بهرام رادان با موهاي كوتاه براي فيلم زادبوم راهي هامبورگ است ولي به اميد خداوند در اين اثر شاهد بازي اين دو بازيگر توانا در اين فيلم هستيم. ((لازم به ذكر است كه اطلاعات من در مورد اين فيلم چندان جديد نيست. اگر اطلاعات جديدي داريد حتما براي من بنويسيد))
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 23:58 توسط حسین خواهشمند ام نظر بدهید (اگر خودتون وبلاگ داشته باشید میفهمید بی نظری چقدر سخته) نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 5:45 توسط حسین سلام الان كه اين پست رو مينويسم دلم آشوبه ،نميدونم چي بگم انگار كه توي دلم يه چيزي داره وول ميخوره آخه ميدوني ؟بعد از دو سال انتظار سنتوري رو ديدم هم ميخوام گريه كنم هم ميخوام بخندم ،از يه طرف خوشحالم كه فيلم استاد مسلم سينماي ايران و بازي هاي بي نظير و صداي محسن رو ديدم و شنيدم از يه طرف هم ناراحتم كه چرا تو پرده اين فيلم رو نديدم و چرا سي دي قاچاق اومد بيرون .آقاي صفار هرندي و جناب جعفري جلوه تاكي؟ واقعا تاكي؟ شما جوونا رو ذله كرديد ،مواظب خودتون باشيد. يه بار واقعا فكر كرديد كه آخرتي هم هست؟ يا فقط ريش ميگذاريد و صبح و ظهر و عصر خم و راست ميشيد؟ نميدونم بهتون چي بگم!واقعا شبها ميتونيد بخوابيد ؟ لعنت بر قوم الظالمين . سينماي ما داره كجا ميره؟ اصلا تا حالا فكرش رو كرديد ؟ به خدا ديگه تحمل اين بد بختي و فلاكت مملكتم رو ندارم .هاليوود كجاست و ماكجاييم ؟ ولي به خدا فيلمنامه هامون صدتاي اوناست. تا كي بايد سيزده و سنتوري و متولد ماه مهر و اعتراض و... پشت درهاي وزارت كوفتي به اصطلاح ارشاد قرار بگيره .يكي بايد خود صفار هرندي و جعفري جلوه رو كه تمايلات شخصي خودشونو به احساسات يك ملت ترجيح ميدهند ارشاد كنه بعدا اين آقايان كه در طول عمرشون هيچوقت واژه سينماي شريف ايران را درك نكرده اند بايد سردمداران فرهنگ اين مرز و بوم باشند .مگه سنتوري چي ميگفت كه به مزاج آقايان خوش نيامد؟ جز اين كه هنر سينماي ايران را ميتوانستيد با شاهگل كارهاي شاهگل كارگردانان ايران به رخ جهانيان بكشيد؟ مگه علي چي ميخواست غير از عشقش كه سنتور بود ؟ مادر علي و امثال شما بوديد كه ذوق و شوق هنر و علم را در جوانان كشتيد و به زوال و نابودي كشانديد. شما جنبه حقيقتي كه خودتان براي جامعه درست كرده ايد هم نداريد ؟ كجاست آن آرمانهاي امام كه حكومت اسلامي حكومت مردميست؟ كدام مردم ؟ مردمي هم باقي گذاشته ايد ؟تا كي تعصبهاي خشك وبيجا كه نه تنها در اسلام بلكه در تمام اديان الهي نكوهيده است را ادامه ميدهيد؟.خش صداي محسن گوش آقايان را اذيت ميكرد؟صداي ساز علي موجب لهو و لعب جوانان ميشد؟ دو تا تماس بدن بازيگران فيلم موجب انحرافات جوانان ميشد؟ يا محمد ابن عبد الله (ص) كجايي كه ملتت در جهالت سردمداران حكومتت ميسوزند؟ يعني مني كه اين فيلم را 3 بار ديدم موجبات لهو و لعب فراهم كرده ام ؟ هيهات ! هيهات! هيهات! اين زمانه، زمانه ي هنرمند و مردم كشي است .امان از دل پرخون استاد داريوش مهرجويي كه نه ميتواند براي جلو گيري از تكثير غير قانوني و قاچاق فيلمش اقدام كند و نه ميتواند ناگفته هاي دل خود را بگويد.اصلا چرا سينماي دولتي؟ مگر مدام نميگيد خصوصي سازي، خصوصي سازي؟ چرا سينما را از دولت جدا نميكنيد؟ خودتان خوب ميدانيد كه عامل براندازي رژيم سابق توجه نكردن به افكار و عقايد مردم بود !مواظب اعمالتان باشيد ،اين مردم مردم 30 سال پيش نيستند كه با جو زدگي به خيابانها بريزند . مردم صد تاي شما ميفهمند. ببخشيد نميخواستم سياسي بشه ولي مگه ميگذارند. بريم سر موضوع خودمون( سنتوري ): نميخوام شعار بدهم كه تو رو خدا سي دي قاچاق سنتوري رو نخريد چون نميشه! پس ميگم: از زحمت كادر سنتوري و مهرجويي و ... تشكر كنيم .چه جوري؟ كاري نداره همين الان پاشد بريد بانك تجارت پول سي دي يا دي وي دي يا پول بليتهايي كه بايد براي سنتوري پرداخته ميشد را به شماره حساب 0116407795 و به حساب فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی ،بانک تجارت ،چهار راه پارک،کد 032 واریز نمایید. اگر باورتون نميشه ميتونيد بايك جستو جوي ساده در گوگل بفهميد كه همه سايت ها ي سينمايي و حتي روزنامه اعتماد ملي نيز اين طرح را پيشنهاد داده اند .تازه ميتونيد با دفتر خود استاد مهرجويي تماس بگيريد: 88758708 (توجه به اين داشته باشيد كه مهرجويي به اين پولها نياز ندارد .اين طرح براي انجام يك قيام ملي بر عليه قاچاق فيلم و توقيف يك اثر هست) معلوم نيست فيلم از كجا درز كرده كارهركي كه بوده ،نسخه ي كامل فيلم رو نداشته چون به قول خودمون جاي قيچي تابلو روي فيلم معلومه كه من به ذكر چند نمونه بسنده ميكنم: 1- صحنه پارتي-صحبتهاي هانيه و جاويد 2-صحنه ياد دادن سنتور به هانيه :وقتي كه علي ميگويد ((خوب بزن ببينيم چه كردي؟))زاويه دوربين عوض ميشه و يه رگه هايي از سانسور به چشم ميخوره كهشايد هم از تدوين باشه! 3- صحنه هاي بازي با شال در خانه هانيه –كساني كه در جشنواره25 اين اثر را ديدند از اين صحنه بسيار تعريف كرده اند ولي در اين نسخه به صورت بسيار تابلويي جاي قيچي معلوم است 4-صحنه هاي آخر فيلم :تعريف كردن علي از آشنايي از سنتور : اصل حذفيات فيلم در اينجاست چرا كه علي در اينجا تعريف ميكنه كه سنتور مال داييش بوده و با توجه به علاقه شديد علي به داييش گاهي اوقات عباي داييش را ميپوشد ولي در اين نسخه به هيچ وجه اين طور نيست و آخر فيلم شديدا ماست مالي ميشه.درضمن نقش محمد سلوكي در نقش دكتر طولاني تر از اين نسخه است. 5-صحنه اي كه علي چشمش به لباسهاي هانيه ميخورد لباس را به آقوش ميگيرد كه به هيچ وجه قال انكار نيست چون عكسهايي موجود است كه در اين نسخه نميتوان پيدا كرد ولي الحق بازي هاي فيلم كه حرف نداشت مخصوصا گلي و بهرام كه به واقع از قبل هنر خود را به رخ همگان كشيده بودند ولي با اين اثر آن را تثبيت كردند به طوري كه الان يك هفته است هر روز دارم فيلم رابه خاطر بازيهاي بي نظيرش ميبينم ،هرجا رو نگاه ميكنم بهرام رو ميبينم . من سكانس ها ي زير را بيشتر از همه ميپسندم .شما هم نظر بدهيد. 1- بد شدن حال علي موقع زدن سنتور در يك جشن تولد 2- صحنه اي كه علي در خانه پدري اش دنبال مداد ميگردد 3-صحنه اي كه هانيه و علي دارند شعر ترانه چه خوبه من وتو هميشه مال هم باشيم... رو ميسازند 4-صحنه اي كه علي به ناگاه وارد خانه ميشود و از مادرش طلب ارث ميكند 5-صحنه هاي دعواهاي علي و هانيه كه دو بار است : يكي توهين هانيه به سنتور با كاهو و ديگري كه زيباتر است پس از اينكه هانيه با دست گل وارد خانه ميشود و درگيري فيزيكي ايجاد ميشود 6- صحنه اي كه علي دنبال دو تا جنس فروش هست تا مواد بگيره .دراينجا علي مي گه: چهار ساعته دارم راه مي رم، گم شدم ، خمارم! 7-صحنه اي كه هانيه بعد از تماس علي ميره تو خيابون و براي دوست تازه اش داستان كاستهاي توقيف شده ي علي رو ميگه كه درست حرف دل محسن چاوشي عزيز من است. 8-صحنه عربده كشيدن علي روي تخت بيمارستان در حال ترك اعتياد بازي بهرام كه بي نظير بود و همچنين گلشيفته فرهاني نازنين آنقدر زيبا و با عشق بازي كرده كه هيچ وقت فكر بد بودن يا خيانت هانيه را نميتوان در ذهن پروراند. رادان با چنان مهارتي آهنگهاي محسن را لب ميزد كه ما چاوشي بازها هم خيره در اين ماندهايم كه صداي محسن به بهرام بيشتر ميآد تا خود محسن چاوشي عزيز مخصوصا قطعه ي خيانت در پارتي بسيار ماهرانه لب زده شده است. در بعضي از جاها به جسارت مهرجويي پي ميبريد كه در اين سينماي خفقاني فقط كار مهرجويي و تقوايي در اين مسايل به چشم ميخورد.مثل: صحنه بعد از عقد :هانيه از حمام آمده و مشقول ديدن فيلم است،بعد از چند ثانيه ميبينيم علي هم از حمام آمده است!!!نكته بعدي : بعد از صحنه پيدا كردن لباس هانيه درست معلوم نيست كه صداي جاويد است يا علي ولي به هر حال صدا ميگه :يعني ميشه همون كارايي كه با من كردي ،با اون هم بكني !در اينجا مهرجويي با زيركي تصوير وان حمام را نشان ميدهد!!!! با اين اوصاف ((قاچاق فيلم سنتوري))(خدا كند مهرجويي راه ناصر تقوايي را پيش نگيرد و گوشه عزلت نگذيند) من يك نقد هم دارم: صحنه آوارگي علي در كوچه خيابانها و قسمت كردن غذايش كه رگه هايي از طنز هم در آن ديده ميشود مثل در آوردن يكباره سوسيس - اصلا شبيه فيلم نيست ،شايد ايراد از فيلمبرداري باشد ولي به هر حال بيشتر شبيه مستنداتي است كه نادر رفيعي در كانال اميد ايران براي معتادين پخش ميكند در آخر بايد از اردوان كامكار كه از خانواده اي هنرمند است براي نوازندگي سنتور كه الحق سزاوار سيمرغ بود نه كانديداتوري تقدير كنم. نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 2:35 توسط حسین بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر هم باتمام خوب و بدهايش تمام شد ولي آيا اين جشنواره رنگ وبوي پرستيژ بالاي چند سال گذشته را داشت؟ انتقاد اوليه من از جشنواره امسال از مكان برگذاري آن در تالار وزارت كشور است كه در خور يك فستيوال بين المللي نبود حالا كه صدا و سيما هم جشنواره را پخش كرد خود ببينيد تالار وحدت كجا و تالار وزارت كشور كجا. نقد دوم من در مورد نبود فيلمهاي سطح بالا در جشنواره امسال است كه روحيه رقابت طلبي چنداني نداشت برخلاف جشنواره بيست و پنجم كه با حضور فيلمهاي عالي و با حضور چهره هاي سر شناس همراه بود امسال هيچ كدام از آن جذابيتها و مسائل حاشيه اي جشنواره را شاهد نبوديم.امسال نه شاهد اثر چنداني از بازيگران سرشناس مثل رادان،شكيبايي،پرستويي،كيانيان،و.... بوديم و نه كارگردانان و فيلمنامه نويساني چيره دست مثل مهرجويي با آن اثر گرانمايه اي كه قدر آن را ندانستند و به توقيفيها پيوست(سنتوري) ونه مسعود كيميايي كه فيلمش(رئيس) به ناگاه از ليست جشنواره بيست و پنجم خط خورد ونه روز سوم ها و خون بازي ها و اخراجي ها و آن مسائل جذاب دعواهاي ده نمكي كه نمك جشنواره بود. شايان ذكر است جناب فرمان آرا يكي از بهترين كارگردانان و فيلم نامه نويسان تاريخ سينماي ايران در اين جشنواره حضور داشت ولي هيچ يادي از وي نشد! نبودن پيشكسوتان در صف اول كه نماد سمبليك قدمت سينماي ايران بود نيز يكي از عوامل بي روح بودن جشنواره بود. راستي به نظر من يك يا دو يا حد اقل سه تا مجري ثابت و هميشگي براي جشنواره انتخاب كنند خيلي بهتر است .مثل آقايان پاكدل،كاردان،رشيدپور كه اين سه نفري كه من نام بردم رشته تخصصيشان غير از اجرا، سينما و كارگرداني است در مورد آقاي پاكدل نميدانم ولي آقاي كاردان و رشيد پور كه عضو كارگردانان و تحصيل كنندگان اين رشته هستند بهتر از آقاي شهيدي فر هستند كه صرفا اجراي بي نظير او در صدا و سيما مد نظر دبير جشنواره بوده . به هرحال اگر ايرادي در نقد من ميبينيد نظر بدهيد و بنده را مفتفيض كنيد.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 2:25 توسط حسین سلام وبسایت رسمی محسن چاوشی افتتاح شد نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 0:6 توسط حسین اگر قالب دیر لود میشه لطفا بگید ممنون نظر هم در مورد پستها بدید نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 3:6 توسط حسین امروز یه مطلبی دارم که شاید کمتر جایی در باره اش شنیده باشید : بهمن مفید رو که میشناسید مخصوصا اون تیکه بیاد ماندنی قهوه خانه در قیصر. خوب این آقا بهمن ما چند تا برادر هم داره که یکی ازاونا آقای بیژن مفید هست که از قضا او هم یکی از سرشناسان فرهنگ و ادب و تئاتر این مملکت است که البته ایشان در سال 1363در سن 49 سالگی در شهر پاریس در گذشتند.حالا بریم سر اصل مطلب : یکی از بزرگترین و ماندگار ترین و مشهور ترین نمایش موزیکال و نوار قصه ی کودکان در ایران اثر این هنرمند بزرگ است که اگر گوش ندادید حتما گوش بدید چون محتوای نمایشنامه آن برای بچه ها نیست بلکه برای بزرگسالان است من لینک دانلود چهارقسمت این نوار قصه را برای شما با پسوند ram گذاشتم که فقط با real playerمیتوان گوش داد و حجم آن نیز کم است و با 3gp convertorمیتوان بهmp3تبدیل کرد: نوار با پسوندram بخش اول نمایشنامۀ «شهر قصه» نوار با پسوندmp3 بخش اول 4.85MB 4.31MB بخش دوم بخش سوم 5.5MB بخش چهارم 5.4MB در ضمن نمایش نامه pdfاین مجموعه را میتوانید از لینک زیر در یافت کنید که فقط 1 الی 2 دقیقه طول میکشه : متن تايپ شدۀ «شهر قصه» در فرمت PDF براي علاقمندان به مطالعه این نمايشنامه. و حالا مختصری از شهر قصه: تئاتر شهر قصه روايتگر زندگي مردمی عادی و ساده است که اسير آداب و سنن و خرافه پرستیاند، در اين شهرهر کسی در زندگی ديگران سرک مي کشد، هيچ کس به حال خود نيست، همه در روزمرگی خود غرق شدهاند. بقول خود بيژن مفيد « شهر قصه حکايت دردناک آدمی است که نادانيها، خرافات و سنتها و نظامهای تحميل شده زندگيش را محدود کردهاند». بيشتر لحظات تئاتر بصورت موزيکال اجرا میشود و داستان پر است از کنايهها واستعاراتی تلخ که با لحنی شاد و طنزآميز اجرا شده است. يکی از نکات جالب در اين نمايشنامه اين است که بر خلاف ساير حيوانات که ماسک به صورت دارند، تنها موش (عاشق خاله سوسکه) و خاله سوسکه هيچ ماسکی به صورت نزده اند، گويی نويسنده میخواهد يادآوری کند که جوانها (و یا انسانهای عاشق) هنوز اسير سنتها و هنجارها نشدهاند و نقش حقيقي خودشان را میخواهند بازی کنند. در شهر قصه نقشها بسيار با ظرافت به حيوانات نسبت داده شده است. نقشهاي اصلی به اين صورت می باشد: روباه : حيلهگر نقش ملا را بر عهده داره، عاشق بیحياء خاله سوسکه و کسی که رگ خواب مردم عادی تو دستشه خرس : پر خور و تنبل در نقش رمال، بواسطه شغلش هيچ کس از کارش سر در نمیآورد، يک مردهخور تمام عيار؛ او هم خاطرخواه (یا بهتره بگیم هواخواه) خاله سوسکه است. شتر : پير نقش نمد مال که "وقتی کار و بارش خوب نبود براي مردم شهرنقالی میکرد". خر: حرفهاش خراطيه، نقش يک جاهل بزن بهادر و يک آدم خيلی غيرتی رو بازی میکنه. با اينکه خيلی قلدره بسيار ساده و "خره". میمون: نقش دلقکی زرنگ رو بعهده داره؛ " پته مردم نادرست رو بر آب مي ريخت". خاله سوسکه : که زيباست و همه در آرزوی او. " با مينی ژوپ خودش دل مردم میبرد تو کوچه اينور و اونور میدويد، ناز میکرد". موش : نقش عاشق راستين و بیريا رو بازی میکنه، جوابهای موش در چندين قسمت داستان که به اهالی شهر راجع به عشق و عاشقی با زبان شعر ميده واقعاً بینظيره. فیل : نقش يک غريبه رو داره که به شهر قصه میاد در آخر داستان مردم شهر آنچنان مسخاش میکنند که حتی نام خودش رو هم فراموش ميکنه و اسمش میشه منوچهر!
از لینکهای زیر میتوانید مصاحبه های پیرامون این نمایشنامه را در یافت کنید مصاحبۀ «جميله ندايي» همسر «بيژن مفيد» با بخش فارسي راديو بيبيسي.
ترانههايي که در نمايشنامه «شهر قصه» خوانده ميشود، به جز آخرين ترانه [حمومي که با صداي بهمن مفيد است] از سرودهها و با صداي خود بیژن مفید است. از آن جمله ميشود به ترانههاي «ديگه اين واسه ما دل نميشه»، «کجا ميري فلوني» و «گندم گل گندم» که بر مبناي ترانهاي قديمي تنظيم و اجرا شده، اشاره کرد. در این راستا گوگوش و مهرداد هم بیکار ننشستند و ترانه ای را برای یاد بود شهر قصه که همیشه در اذهان میماند خوانده اند که از اینجا میتوان در یافت کرد. نظر یادتان نرود .((درضمن اگر کسی نسخه تصویری نمایش را دارد حتما به من اطلاع بدهد)) نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 3:42 توسط حسین |
Designed by Mehran Rostami . Copyright © 2006-07 ParsiTheme.blogfa.com