|
|
پایان سلسله صفاریان
آن یار نظر کرده، آن شاهنشه فرهنگ، آن دشمن سنتوری، آن دوستار اخراجی های 1و2و3و الی ماشاالله، آن مشکل گشای الی، آن معمار تئاتر شهر، آن گوینده(خود سانسوری)، آن خان سابق کیهان، آن رئیس مطبوعات، آن امیر توقیفات فله ای،
(اعلی حضرت همایونی محمد حسین خان صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد پیشین مملکت)
.............................................{اتمام مراحل پاچه خاری}....................................
حال که مولانا و میرنا جناب صفار هرندی از کابینه دولت دهم همی رخت ببستی و گوشه عزت گزیده اند ما را سخت چهره در هم رفته و سخت لابه کنان به غایت در حزن این غم فراق فرهنگی فرو رفته ایم. حال که درباره الی و خاک آشنا در پرده سینماتوگراف هست و امید است پرده به رنگ ارغوانی هم درآید سخت به یاد دوران شباب و الفت میان بنده و شما میباشم. ای که بر پایبندی خود در مورد آن مطرب معتاد همچون ستون بتونی ایستاده ای و نگذاشتی آن جوانک هرزه خوان(علی سنتوری) بر پرده فرهنگ تا ابد الدحر سایه اش هم هویدا مباشد. ای آن که در تالار وحدت در مجلس تشببع خسرو همه باهم به خیره سری بر تو شعار (هو) بدادیم. ای آنکه تالار طاغوتی وحدت را به پشیزی نمی شماری و همانا اریکه را جایگاه فجر آفرینان عرصه سینما وتیارت می دانی.
دوران وزارتت همی افول بکردندی و ما را نگرانی از این باشد که ناگه کرسی طیبه و فخیمه حضرت عالی به دست نا اهلان در افتد و دیگر توقیف در کار نباشد وتعدیل در سینما به ورطه فراموشی رود و چشم و گوش عوام الناس باز شود.
×× جان نثار همیشه و نوکر دربار شما میرزا حسین خان کاتب السلطنه ××
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 ساعت 2:46 توسط حسین
سینمای ما - بهمن فرمانآرا گفت: روز گذشته ـ 19 ارديبهشت ماه ـ نامه ديگري به مديريت مركز هنرهاي نمايشي نوشتهام و درآن درخواست صدور مجوز اجراي اين نمايش را با كارگرداني خودم در تالار «اصلي» مجموعهي تئاتر شهر مطرح كردم.
دراين نشست كه ساعاتي قبل امروز ـ 20 ارديبهشت ماه ـ در موسسه فرهنگي و هنري «كارنامه» برگزار شد، رضا كيانيان ـ بازيگر ـ نگار اسكندرفر ـ تهيهكننده و محمد رحمانيان كارگردان به تشريح مشكلاتي در زمينهي صدور مجوز تمرين نمايش «مردي براي تمام فصول» پرداختند. روايت فرمانآرا از روند صدور مجوز «مردي براي تمام فصول» بهمن فرمانآرا كارگردان با بيان توضيحاتي دربارهي صدور مجوز «مردي براي تمام فصول» گفت: بعد از گنجاندن اين نمايش در كنداكتور تالار «وحدت» در خواست سالن تمرين را مطرح كرديم، تا بتوانيم مانند ديگر نمايشهايي كه در اين تالار اجرا ميشود، مرداد و شهريور ماه را بهعنوان زمان تمرين دراختيار داشته باشيم. او ادامه داد: مديريت تالار وحدت اعلام كرد، بايد مركز هنرهاي نمايشي مجوز تمرين اين نمايش را صادر كند. زماني كه به اين مركز مراجعه كرديم، به ما گفتند تالار وحدت زير مجموعه ما نيست و ما نميتوانيم نامه بدهيم! فرمانآرا اذعان داشت: چون شايعه شده بود مقام بالاتري عنوان كرده كه پاي بهمن فرمان آرا، به تئاتر باز نشود. نامهي ديگري نوشتيم و اين نامه به مديريت بنياد «رودكي» ارايه شد كه آنها هم اعلام كردند، تالار وحدت به برنامههاي موسيقي اختصاص داده شده است. اين كارگردان مطرح كرد: بر همين اساس روز گذشته ـ 19 ارديبهشت ماه ـ نامه ديگري به مديريت مركز هنرهاي نمايشي نوشتهام و درآن درخواست صدور مجوز اجراي اين نمايش را با كارگرداني خودم مطرح كردهام، علاوه بر اين درخواست كردهام در تالار اصلي مجموعهي تئاتر شهر نوبتي را براي اجراي ما در نظر بگيرند. عدم صدور مجوز براي من مهم نيست ميخواستم نشان بدهم نمايشي را ميتوان بدون حمايتها توليد كرد فرمان آرا گفت: عدم صدور مجوز نمايش براي من مهم نيست، چون هدف من اين بود كه نشان بدهم ميتوان نمايشي را با گروهي بسيار مهم اجرا كرد و از دولت هم سرمايه نگرفت و آن گونه كه وانمود ميكنند تنها نمايشنامههايي مانند «قهوه خانهي زري خانم» نيست كه ميتواند به صورت مستقل و خصوصي اجرا شود! اگر اهل ناميد شدن بودم پس از ده فيلمنامه ناكام بوي كافور را نميساختم اين كارگردان متذكر شد: اگر ميخواهيم فرهنگ دولتي داشته باشيم، اين موضوع را اعلام كنند تا مثل شوروي سابق تكليف هنرمندان مشخص شود. نه اين كه از يك سو عنوان كنند مشكلي براي كار كردن نداريم و بعد به شيوهاي عمل كنند كه ما به صورت فرسايشي نااميد شويم. من اگر اهل نااميد شدن بودم بعد از 10 فيلمنامه ناكام فيلم «بوي كافور، عطرياس» را نميساختم. او اذعان داشت: نمايشنامه «مردي براي تمام فصول» را بهخاطر پردازش مذهبي آن انتخاب كردم و جالب اين جاست كه فيلم اين اثر قبل از انقلاب به همين دليل توقيف شده بود و حال پرسش اينجاست كه چرا اجازه اجراي اين نمايش داده نميشود؟! به گزارش ايسنا، كارگردان «خاك آشنا» يادآور شد: پيش از اين اعلام كرده بودند حسن فتحي قصد دارد نمايشنامهِ «مردي براي تمام فصول» را اجرا كند و بعد از انصراف ايشان گويي مساله اين است كه نميخواهند من اين نمايش را اجرا كنم. او با اشاره به برخي تناقض گوييها دربارهي صدور مجوز اجراي اين نمايش تصريح كرد: اين كه گفته ميشود شخصيت حقوقي ما به اجراي اين نمايش علاقهمند است، اما شخصيت حقوقي نميتواند اجازهي اين اجرا را بدهد، بهانه بيهودهاي است. تمام كساني كه سانسور ميكنند، به صورت شفاهي اين مسائل را مطرح ميكنند و بر همين اساس بود كه ديروز نامهي ديگري به مديريت مركز هنرهاي نمايشي نوشتم، البته بگذريم كه ما 150 سالن تئاتر نداريم كه تالار وحدت را تنها به برنامههاي موسيقي اختصاص دادهاند! تصور ما اين بود كه وقتي آقاي انتظامي بعد از 40 سال قصد دارد، در نمايشي بازي كند، دشواريهاي كمتري براي طي كردن مراحل اداري داشته باشيم. فرمانآرا به زمان مديريت دكتر خسرونشان در مركز هنرهاي نمايشي اشاره كرد و افزود: آن زمان اين مجوز به من داده شده بود و برسر زمان اجرا و بازيگران توافق انجام نشد. رضا كيانيان: پنج سال است كه منتظرم شرايط اجراي اين نمايش فراهم شود به گزارش ايسنا، سپس در اين نشست رضا كيانيان بازيگر اين نمايش گفت: مدتهاست كه به من ميگويند چرا در تئاتر بازي نميكني؟ بيش از چهار سال است كه از اجراي نمايش «حرفهايها» ميگذرد و من در تمام اين مدت آماده اجراي نمايش «مردي براي تمام فصول» بودهام، اما شرايط اجراي اين نمايش را براي ما فراهم نميكنند. او يادآور شد: سال گذشته از طرف مركز هنرهاي نمايشي براي برگزاري برنامهي ارديبهشت تئاتر ايران به سيستان و بلوچستان سفر كردم و امسال نيز اين دعوت مجددا انجام شد، اما به آنان اعلام كردم اين سفر به ضرر شماست، چون اگر بيايم، اين برنامه ديگر براي من ارديبهشت تئاتر ايران نيست! و ميگويم چرا چند سال است روي صحنه نبودهام. پنج سال است كه همچنان منتظر فراهم شدن شرايطي براي اجراي «مردي براي تمام فصول» هستيم. كيانيان مطرح كرد: ما سرمايههاي ملي اين كشور هستيم، چرا اجازه ميدهند اين سرمايهها به باد بروند! چون هيچ قواعدي نداريم و اگر هم داريم كاملا شخصي است. در حالي كه اين نمايشنامه مجوز دارد و اثر بسيار خوبي است و هيچ مشكلي به لحاظ سياسي و اعتقادي ندارد. او ادامه داد: چند سال پيش هم با محمد حامد، دوست ايرانيام كه مقيم سوئد است قرار شد متني را كه «يون فوسه» بر اساس شخصيت مولوي نوشته بود با همراهي يك هنرمند سوئدي اجرا كنيم. قرار بود دانشكدهي سوئد تهيهكنندگي اين نمايش را بر عهده بگيرند و اين اثر در بيست و ششمين جشنوارهي تئاتر فجر اجرا شد و در كنار اجراي آن كارگاههاي آموزشي با حضور حامد و يون فوسه، به صورت رايگان برگزار شود. اما تمام برنامهريزيهاي مرا مجيد سرسنگي ـ دبير وقت جشنوارهي تئاتر فجر به باد داد، و مسئول مركز هنرهاي نمايشي هم آن زمان گفت: او مقصر است چرا كه دبيري جشنواره بر عهده اوست. اجراي اين نمايش آنقدر به تعويق افتاد كه آبروي دوستان من در سوئد رفت. زيرا اسپانسرهاي نمايش تصور ميكردند كه آنان به دروغ از اجراي اين نمايش گفتهاند و جاي تاسف دارد نويسندهاي كه جز هنرمندان مطرح اروپاست براي يك نمايش بخصوص نمايشنامهاي بنويسد و آن پروژه با چنين برخوردهايي روبهرو شود. چرا اصل خصوصيسازي اجرايي نميشود؟! كيانيان اذعان داشت: فكر ميكنم به خاطر تجربهي سالياني كه در تئاتر دارم، حق انتخاب داشته باشم. ضمن اين كه هيچ يك از اين نمايشها به لحاظ مذهبي و سياسي مشكلي نداشتند. علاوه بر اين ما همواره از داستان اصل 44 خصوصي سازي سخن ميگوييم، اما اين اصل چه زماني اجرا خواهد شد؟! و ديگر اين كه مدام به من ميگويند چرا روي صحنه نميآيي؟! منظورشان اين است كه چرا كارهايي كه ما ميگوييم اجرا نميكني. براي بازي در برخي از نمايشهايي كه با بودجههاي خوب دولتي اجرا شدهاند پيشنهاد بازي داشتهام اما يا وقت نداشتهام يا به آن كارها علاقهاي نداشتهام. اين بازيگر ادامه داد: حسين پارسايي دربارهي گروه اجرايي «مردي براي تمام فصول» گفته است كه اين گروه مانند تيم ملي، است و اگر اين نمايش اجرا شود ركود فروش تعدادي از فيلمهاي پرفروش را ميشكند. كيانيان با اشاره به مشكلات اجراي نمايش «حرفهايها» كه پنج سال پيش در فرهنگسراي نياوران و تئاتر شهر به صحنه رفت يادآور شد: براي اجراي اين نمايش كه به پيشنهاد مركز هنرهاي نمايشي به صحنه رفت، 9 ماه وقت گذاشتم چرا بايد چنين وقتي را صرف ميكردم. تفاوت من با يك فرد مبتدي چيست؟! اسكندرفر: نميتوان يك گروه حرفهاي و بزرگ را معطل كرد در همين زمينه نگار اسكندرفر ـ تهيهكننده اين نمايش ـ هم در سخناني با تشريح نامهنگاريهاي گوناگون براي صدور مجوز تمرين اين اثر نمايشي تصريح كرد: گروه اجرايي اين نمايش كارهاي ديگري هم دارد، و صدور مجوز تكليف ما را مشخص ميكند تا بتوانيم با آنها قرارداد ببنديم. نميتوان يك گروه حرفهاي و بزرگ را معطل نگه داشت. فرمانآرا: مهم نيست چه كسي كارگردان باشد، مهم اجراي درست است فرمان آرا دربارهي اجراي اين نمايش در ديگر سالنهاي تئاتر هم يادآور شد: اجراي اين نمايش نيازمند سالن بزرگي است، زيرا بايد به لحاظ مالي بتوانيم پاسخگوي اين گروه حرفهاي باشيم. البته اگر مشكل من هستم شايد فرد ديگري بتواند اين نمايش را با اين گروه حرفهاي اجرا كند. قصد مظلومنمايي ندارم اما مهم اين است كه اين تئاتر به شكل درستي اجرا شود، مهم نيست چه كسي كارگردان آن است. محمد رحمانيان: حلقه گمشده به متن برميگردد به گزارش ايسنا، محمد رحمانيان نيز كه همراه با اسكندرفر پيگيريهايي را براي اجراي اين نمايش انجام ميدهد در سخنان كوتاهي ياد آور شد: حلقهي گمشده اين كار به متن اين نمايشنامه بر ميگردد در دورهاي كه آقاي فرمان آرا مجوز اجراي اين نمايش را گرفته بود و مدتي پس از آن آقاي فتحي براي اجراي آن اعلام آمادگي كرده بودند اصولگرايي تعريف ديگري داشت! او معتقد است: امروز سخن گفتن از اصولگرايي خيلي خطرناك است، همانگونه كه در دوره پهلوي دوم اين نمايش اجازه اجرا نداشت. متاسفيم كه از نظر اعتقادي به 40 سال پيش برگشتيم! در اين نمايش فردي به خاطر دين جلوي قدرت ميايستد، بنابراين اصولگرايي امروز خطرناك است و دوستان ما به مسائل ديگري ميانديشند. در تكميل سخن او، فرمان آرا گفت: ميتوان به يك مساله از چندين زاويه نگريست، اگر در هر زمان با تكيه به وجدان اخلاقي كار كنيم، انتظار داريم مديران هم با همين وجدان با ما برخورد كنند. نگار اسكندر فر در بخش ديگري از اين نشست با اشاره به مشكلات جريانهاي فرهنگي خصوصي گفت: علاقهاي نيست كه نهادهاي فرهنگي بتوانند مستقل كار كنند، همزمان با اين ماجرا دومين دورهي فستيوال تئاتر كارنامه هم به بن بست رسيد. زيرا بعد از يك سال پيگيري نتوانستيم سالني را براي پنج روز در اختيار بگيريم. كيانيان: ما هم سرمايه ملي هستيم در پايان اين نشست رضا كيانيان با اشاره به افتتاح سالن سينما آزادي يادآور شد: براي برگزاري مراسم افتتاحيه از من دعوت كردند و در پاسخ به پرسشي دربارهي اين موضوع عنوان كردم، اتفاقي معمولي است در تمام جوامع افتتاح سالن سينما اتفاقي عادي است. اما نكته غير عادي اين است كه براي اين افتتاح چرا اين قدر خوشحالند. آن زمان آقاي قاليباف به من گفت حرف تو غير معمولي است و من هم گفتم اين خوشحالي هم غيرمعمولي است. اين حكايت در مورد مسائل ديگر هم وجود دارد، مركز هنرهاي نمايشي مدام عنوان ميكند كه هنرمنداني مانند بهرام بيضايي، علي رفيعي و يا حميد سمندريان نمايش اجرا كردهاند، اين اتفاقي معمولي است آنها بايد كار كنند و بايد منتشان را هم بكشيم، چون سرمايههاي ملي ما هستند. همچنان كه در زمان جنگ كه چاه «نوروز» مورد اصابت قرار گرفته بود آن را ترميم كردند تا نفت آن به اقيانوس نشت نكند و ميگفتند سرمايه ملي است، ما هم سرمايه ملي هستيم. بايد جلوي نشت كردن ما را هم بگيرند. در حاشيه: محمد رحمانيان با اشاره به جوابيههايي كه مركز هنرهاي نمايشي صادر ميكند، عنوان كرد: در اين جوابيهها از اسامي هنرمنداني مانند بيضايي، سمندريان، رفيعي، و.... سوء استفاده ميشود! درست نيست كه از اين اساميبه اين شكل سوء استفاده شود و هنرمندان را رو در رو يكديگر قرار بدهند. بهمن فرمانآرا نيز در پايان نشست با لحني طنز گفت: تا اين نمايش را اجرا نكنم، خيالي براي مُردن ندارم ![]() نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 ساعت 14:23 توسط حسین
با سلام چندی پیش با هزار زحمت دی وی دی نمایش شهر قصه اثر استاد بیژن مفید به دستم رسید.با خود گفتم که حیف است این اثر به دست بقیه نرسد.از اینرو هر کس نسخه تصویری شهر قصه را میخواهد کامنت بگذارد تا برایش بفرستم
.................................................................. بعد نوشت. عزیزان میتوانید دی وی دی این مجموعه را بسیار ارزان وبا کیفیت سفارش دهید.در لینک زیر کلیک کنید http://shopcity.ir/product_info.php?products_id=571 نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ساعت 2:7 توسط حسین
سلام بعد از تقریبا یکی دو ماه آپ نشدن اومدم ولی با چی اومدم دست پر دست پر: پوریای عزیز برام لینک تصویری شهر قصه را که در چند پست قبلی مفصلا به آن پرداختیم را فرستاده که لینک دانلود آن که دو قسمتی است و جمعا ۱۸۰ مگابایت میشود را میگذارم امید وارم لذت ببرید نظر یادتوون نره ((در ضمن هرکی حال دانلود نداشت کامنت بگذاره واسش دی وی دی شهر قصه رو بفرستم)) نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 20:46 توسط حسین
امروز یه مطلبی دارم که شاید کمتر جایی در باره اش شنیده باشید : بهمن مفید رو که میشناسید مخصوصا اون تیکه بیاد ماندنی قهوه خانه در قیصر. خوب این آقا بهمن ما چند تا برادر هم داره که یکی ازاونا آقای بیژن مفید هست که از قضا او هم یکی از سرشناسان فرهنگ و ادب و تئاتر این مملکت است که البته ایشان در سال 1363در سن 49 سالگی در شهر پاریس در گذشتند.حالا بریم سر اصل مطلب : یکی از بزرگترین و ماندگار ترین و مشهور ترین نمایش موزیکال و نوار قصه ی کودکان در ایران اثر این هنرمند بزرگ است که اگر گوش ندادید حتما گوش بدید چون محتوای نمایشنامه آن برای بچه ها نیست بلکه برای بزرگسالان است من لینک دانلود چهارقسمت این نوار قصه را برای شما با پسوند ram گذاشتم که فقط با real playerمیتوان گوش داد و حجم آن نیز کم است و با 3gp convertorمیتوان بهmp3تبدیل کرد: نوار با پسوندram بخش اول نمایشنامۀ «شهر قصه» نوار با پسوندmp3 بخش اول 4.85MB 4.31MB بخش دوم بخش سوم 5.5MB بخش چهارم 5.4MB در ضمن نمایش نامه pdfاین مجموعه را میتوانید از لینک زیر در یافت کنید که فقط 1 الی 2 دقیقه طول میکشه : متن تايپ شدۀ «شهر قصه» در فرمت PDF براي علاقمندان به مطالعه این نمايشنامه. و حالا مختصری از شهر قصه: تئاتر شهر قصه روايتگر زندگي مردمی عادی و ساده است که اسير آداب و سنن و خرافه پرستیاند، در اين شهرهر کسی در زندگی ديگران سرک مي کشد، هيچ کس به حال خود نيست، همه در روزمرگی خود غرق شدهاند. بقول خود بيژن مفيد « شهر قصه حکايت دردناک آدمی است که نادانيها، خرافات و سنتها و نظامهای تحميل شده زندگيش را محدود کردهاند». بيشتر لحظات تئاتر بصورت موزيکال اجرا میشود و داستان پر است از کنايهها واستعاراتی تلخ که با لحنی شاد و طنزآميز اجرا شده است. يکی از نکات جالب در اين نمايشنامه اين است که بر خلاف ساير حيوانات که ماسک به صورت دارند، تنها موش (عاشق خاله سوسکه) و خاله سوسکه هيچ ماسکی به صورت نزده اند، گويی نويسنده میخواهد يادآوری کند که جوانها (و یا انسانهای عاشق) هنوز اسير سنتها و هنجارها نشدهاند و نقش حقيقي خودشان را میخواهند بازی کنند. در شهر قصه نقشها بسيار با ظرافت به حيوانات نسبت داده شده است. نقشهاي اصلی به اين صورت می باشد: روباه : حيلهگر نقش ملا را بر عهده داره، عاشق بیحياء خاله سوسکه و کسی که رگ خواب مردم عادی تو دستشه خرس : پر خور و تنبل در نقش رمال، بواسطه شغلش هيچ کس از کارش سر در نمیآورد، يک مردهخور تمام عيار؛ او هم خاطرخواه (یا بهتره بگیم هواخواه) خاله سوسکه است. شتر : پير نقش نمد مال که "وقتی کار و بارش خوب نبود براي مردم شهرنقالی میکرد". خر: حرفهاش خراطيه، نقش يک جاهل بزن بهادر و يک آدم خيلی غيرتی رو بازی میکنه. با اينکه خيلی قلدره بسيار ساده و "خره". میمون: نقش دلقکی زرنگ رو بعهده داره؛ " پته مردم نادرست رو بر آب مي ريخت". خاله سوسکه : که زيباست و همه در آرزوی او. " با مينی ژوپ خودش دل مردم میبرد تو کوچه اينور و اونور میدويد، ناز میکرد". موش : نقش عاشق راستين و بیريا رو بازی میکنه، جوابهای موش در چندين قسمت داستان که به اهالی شهر راجع به عشق و عاشقی با زبان شعر ميده واقعاً بینظيره. فیل : نقش يک غريبه رو داره که به شهر قصه میاد در آخر داستان مردم شهر آنچنان مسخاش میکنند که حتی نام خودش رو هم فراموش ميکنه و اسمش میشه منوچهر!
از لینکهای زیر میتوانید مصاحبه های پیرامون این نمایشنامه را در یافت کنید مصاحبۀ «جميله ندايي» همسر «بيژن مفيد» با بخش فارسي راديو بيبيسي.
ترانههايي که در نمايشنامه «شهر قصه» خوانده ميشود، به جز آخرين ترانه [حمومي که با صداي بهمن مفيد است] از سرودهها و با صداي خود بیژن مفید است. از آن جمله ميشود به ترانههاي «ديگه اين واسه ما دل نميشه»، «کجا ميري فلوني» و «گندم گل گندم» که بر مبناي ترانهاي قديمي تنظيم و اجرا شده، اشاره کرد. در این راستا گوگوش و مهرداد هم بیکار ننشستند و ترانه ای را برای یاد بود شهر قصه که همیشه در اذهان میماند خوانده اند که از اینجا میتوان در یافت کرد. نظر یادتان نرود .((درضمن اگر کسی نسخه تصویری نمایش را خواست حتما به من اطلاع بدهد که واسش بفرستم)) نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 3:42 توسط حسین
|
MANAGEMENT by hossein . Copyright © 2008-09 HMCS.blogfa.com