تبليغاتX
سینما ‘ موسیقی ‘ اجتمایی








تا شمقدري و يارانش هستند استاد فرمان آرا فيلمي به ارشاد نخواهد داد

«نوع مميزي پس از انقلاب تغيير کرد. پيش از انقلاب «چه نبايد» بود، پس از انقلاب اما به «چه بايد» تبديل شد.» بهمن فرمان آرا که صبح ديروز رو در روي خبرنگاران درباره فعاليت هاي سينمايي آينده اش در موسسه «کارنامه» حرف مي زد، اين مقدمه را گفت تا بگويد چرا دست کم تا چهار سال آتي فيلمي در ايران نخواهد ساخت. کارگردان «خاک آشنا» موارد مميزي پيش از انقلاب را برشمرد و از شيوه اعمال مميزي در دوران پس از انقلاب اسلامي ايران سخن گفت؛ «خاندان سلطنتي، قانون اساسي، نيروهاي سه گانه و دين مبين اسلام چهار موردي بود که انتقاد از آنها مجاز نبود. انقلاب که شد از «چه بايد»ها سخن به ميان آمد.

مي گفتند چه چيزي بايد ساخته شود و براي اين کار با اعطاي انواع سوبسيدها کوشيدند روند فيلمسازي را به آن سو ببرند.» به گفته فرمان آرا اين شيوه موفق نشد چون «اگر فيلمسازان به «چه بايد» گردن مي نهادند، بايد با خلاقيت خداحافظي مي کردند.» فرمان آرا درباره اعمال همين شيوه در زمان کنوني حرف زد؛ «در دولت بعد از نهم موفق شدند اين نوع از مميزي را به کرسي بنشانند. انتخاب شمقدري و گروهش نشانه اين است که فيلمي توقيف شده که کارگردانش پنج سال پيش آن را به وزير اطلاعات تقديم کرده بود، آزاد مي شود و از همين الان اعلام مي شود اکران نوروزي خواهد داشت.» از همين روست که فرمان آرا در ادامه سخنانش تاکيد مي کند «تصميمي براي فيلمسازي ندارد و از اينکه فيلمنامه يي را براي دريافت مجوز به وزارت ارشاد بدهد، راضي نيست.» فرمان آرا يک جمله ديگر مي گويد تا اين بخش از حرف هايش را تمام کند؛ «هيچ فيلمنامه يي را به وزارت ارشادي که معاونت سينمايي اش شمقدري باشد، ارائه نخواهم داد.» فرمان آرا در ادامه به روند فيلمسازي و ارتباط آن با اتفاق هاي اجتماعي پرداخت؛ «سرعت اتفاقات اجتماعي بسيار سريع تر از سرعت فيلمسازي است که معمولاً پروسه يي دوساله دارد و اينچنين است که فيلمي که ساخته شده هيچ ارتباطي به روزگاري که در آن اکران مي شود، ندارد. من يک سال و نيم از آغاز انقلاب سه فيلمنامه تصويب شده داشتم، اما هيچ يک را نساختم چون هر روز اتفاق جديدي مي افتاد و معلوم نبود فيلمي که ساخته مي شود به درد اجتماعي که در آن اکران مي شود مي خورد يا نه.» کارگردان «بوي کافور، عطر ياس» درباره فيلمنامه جديدش به نام «معلم» گفت؛ «به دليل شرايط فعلي ترجيح دادم، اين سناريوي کامل شده را کنار بگذارم اما از آنجا که هرگز بيکار نمي نشينم و خود را به مردم و جوانان علاقه مند به سينما بدهکار مي دانم و معتقدم هرچه دارم از اين مملکت است، تصميم گرفتم دوره سه ماهه کارگاه فيلمسازي را برگزار کنم و تا حد امکان داشته هايم را به هنرجويان علاقه مند منتقل کنم.» نويسنده و کارگردان «خاک آشنا» مهم ترين دغدغه خود را مسائل اجتماعي و فرهنگي دانست؛ «اين دغدغه همواره در سال هاي پيش و پس از انقلاب در من وجود داشته است. فيلم «شازده احتجاب» را در اوج حکومت آن دوره ساختم و فيلم ديگرم «سايه هاي بلند باد» که در هر دو دوره توقيف شد، محصول سال 56 است.

بنابراين جنس فيلمسازي ام را به خاطر تغيير نظام تغيير ندادم.» فرمان آرا بر آن است دو پروژه سينمايي اش را در خارج از کشور پي بگيرد؛ «براي ساخت فيلم «از عباس کيارستمي متنفرم» در حال رايزني با کشورهاي ايتاليا، چک و بلغارستان هستم چون اين فيلم دکور بسيار بزرگي نياز دارد که در فضاي استوديو بايد ساخته شود و سرمايه در اين مساله بسيار دخيل است. البته فيلمبرداري ما تنها 12 روز زمان مي برد و کرايه استوديويي که دکور در آن ساخته مي شود، مهم ترين مساله پروژه است.» فيلمنامه «از عباس کيارستمي متنفرم» آخرين اثري بود که فرمان آرا به وزارت ارشاد داده و رد شده است؛ «حالا ترجيح مي دهم فيلمم را در خارج از کشور بسازم و فيلمنامه آن را به معاونت سينمايي فعلي ندهم. علاوه بر اين طرح ديگري دارم که کاري کمدي است و علاقه مندم آن را با حضور عليرضا خمسه و اکبر عبدي بسازم.» او درباره پروژه ديگرش «سفر به تاريکي» همچنين گفت؛ «چهار سال پيش اين فيلمنامه نوشته شد، اما شرايط ساخت آن فراهم نشد. حالا هم شخصاً در حال رايزني با شرکت هاي آلماني هستم که اگر شرايط فراهم شود اين فيلم با حضور دو بازيگر ايراني - هديه تهراني و رضا کيانيان- در برلين و به خاطر پيشينه تاريخي اين شهر ساخته مي شود.» قصه اين فيلم از ديد فرمان آرا ساده است؛ «زني ايراني با چادر و مقنعه سراغ شوهرش در آلمان مي رود که دارد دکتراي فلسفه مي گيرد اما آنجا متوجه مي شود او را کشته اند. پايان تراژيکي هم دارد و به همين خاطر نام «سفر به تاريکي» گرفته است.» بهمن فرمان آرا که دو نمايشنامه پيشنهادي اش «مردي براي تمام فصول» و «ظلمت در نيم روز» مجوز اجرا پيدا نکرده است، درباره سرانجام فعاليت هاي تئاتري اش نيز سخن گفت؛ «پيشنهاد اجراي دومين نمايشنامه همچون يک جوک بود. سيستمي که به نمايشنامه «مردي براي تمام فصول» که درباره مردي مذهبي و به قول امروزي ها اصولگرا بود، اجازه اجرا نداد، مسلماً اجازه اجراي «ظلمت در نيمروز» را که درباره دادگاه هاي استاليني در دهه 1930 است، نمي دهد. مي خواستم توپ را به زمين آنها بيندازم.»

«نمي توانم بيکار بنشينم و چون تصميمي براي ساختن فيلم ندارم يک بار براي هميشه دوره سه ماهه فيلمسازي در همين موسسه «کارنامه» برگزار خواهم کرد.» فرمان آرا آينده حرفه يي خود در ايران را با گفتن اين جمله تشريح مي کند؛ «مي کوشم در اين دوره آموزشي تمام دانسته هايم را منتقل کنم. اين دوره از پنجم آبان شروع خواهد شد. از اقتصاد سينما تا جزييات فيلمسازي را درس خواهم داد. کارگاه با حضور 25 تا 30 هنرجو برگزار خواهد شد که به مقوله فيلمسازي آشنايي داشته باشند و فيلم کوتاه ساخته باشند. فرمان آرا براي ايجاد زيربناي فکري مشترک با هنرجويان، 10 فيلم، 10 داستان کوتاه و 10 رمان را معرفي خواهد کرد تا هنرجوها آثار را ببينند و بخوانند و زيربناي فکري مشترکي ايجاد شود. به گفته فرمان آرا اين کارگاه در قالب يک جلسه طولاني مدت در هفته از ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر برگزار مي شود و طي آن تئوري کارگرداني، ايده پردازي، فيلمنامه نويسي، طراحي صحنه، کار با بازيگر، اقتصاد سينما، تبليغات سينما، ارتباط سينما با هنرهاي ديگر و مقوله کارگردان مولف که در ايران به درستي معرفي نشده، آموزش داده مي شوند.



منبع : اعتماد


نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت 21:40 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( سينمايي ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حرفهاي مجيد مجيدي به آيت الله خامنه اي

در بخشی از گزارش ؛عبرت؛ از جلسه دیروز آمده است :


در این هنگام نبوی از مجید مجیدی دعوت کرد که پشت تربیون قرار بگیرد . او که تقریبا بعد از شروع برنامه به جمع پیوسته بود ابتدا اعلام کرد تبرکا اینجا آمده و در عرصه دفاع مقدس فعالیتی نداشته است وسپس درحالی که لحن آرام اما غمگینی داشت مطالبی را بدین مضمون گفت :

 " تبرکا اینجا آمدم ... طعم روزهای زیبای دفاع مقدس همه ما را دلتنگ میکند... حال آن روزها من را دچار افسردگی می کند.. هم اکنون بر ما چه می گذرد...دورانی که پر از شور و شعف بود. دورانی که کسی زور نمی زد صف اول باشد ، نامش در تیتر اول باشد ، همه تلاش میکردند مخفیانه کار بکنند، کسی نبیند که چه کسی کفش شان را واکس میزند ، مردمی که نداشته شان را تقسیم میکردند... براستی چه شد آن روزها ... آن روزهای زیبایی که اسم شان  را بگذاریم رویاهای سرزمین من ، سرزمین ایران... انگار جنگ واقعی که پر از کینه است الان دارد اتفاق می افتد ... کسی آن موقع به کسی تهمت نمیزد ، همدیگر را متهم نمیکرد .

حال چرا اینجوری است ... " مجیدی در این لحظه ناگهان بغض کرد و با صدایی اشک آلود خطاب به آقا گفت :

 آقا ما دلتنگ ایم . آقا من حالم خوب نیست .. کجا داریم میرویم ...چرا به چنین روزیی افتادیم ... چکار می کنیم ..." و سپس در آرامش ادامه داد " همه چی را داریم قطعه قطعه می کنیم ... آن رشادتها کجا رفتند ... غرور ما را گرفته ... ماچیزی از خودمون نداریم هر چه داریم متعلق به شهداست و مردانی که پایمردی کردند تا ما در عرصه های مختلف قدم برداریم .

قهرمان واقعی ما آنها هستند ... " و سپس دوباره با حالت بغض گفت "آقا من حالم خوب نیست ... حال خیلی از فیلمسازها خوب نیست ... خیلی از فیلمسازها امروز نیامدند و البته دلیلش بی حرمتی نبود بلکه مایل بودند در موقعیتی مناسبترحضورتان بیایند و حرفهاشان را با آقا بزنند ... همه دارد از دست میرود... داشته و نداشته های ما دارد از بین میرود ...

 چرا همدیگر را متهم میکنیم ... همه چی یکطرفه است... من همین جا اعلام میکنم تلویزیون حق ندارد اصلا تصویر من را پخش کند. برای اینکه مجیدی را میبرد در لیست سیاه ... من هیچی ندارم . هرچی دارم از مردم و انقلاب است ...

 اگر درایت و تدبیرخردمندانه شما نبود هر کاری میخواستند میکردند... من آن لیست را دیدم ... تلویزیون حق ندارد حتی در مدیریت جدید هم حق ندارد تصویر من را پخش کند ... همه ضررها بخاطر این است که عصر خودمان را فراموش کردیم ...به یک وضع نامتعادلی رسیدیم ، به یک وضع بی اخلاقی ، فضای دروغ ، تهمت ... فیلمی که من ساخته بودم سه بار اعلام کردم این خانم هنرپیشه نیست اما سه بار در رسانه های رسمی اعلام کردند هنرپیشه است ... چرا به اینجا رسیدیم .

بخاطر اینکه از ریشه ها جدا شدیم ، تهی شدیم ریشه هایی که متعلق به ائمه معصومین است ... روز به روز از معنویت فاصله گرفتیم، به شعار زدگی محض رسیدیم ، در آن دوران زیبا ما اینجوری نبودیم. امیدوارم به لطف پروردگار و خون شهدا و عزیزانی که پشتوانه انقلاب بودند ما برگردیم به عصر خودمان ، به باورهای عصر خودمان که ایران سربلند و پر از امید داشته باشیم" پس از سخنان مجیدی در حالی که سکوت جلسه را فرا گرفته بود آقا با آرامش و مهربانی مطالبی را بدین مضمون  فرمودند " آقای مجیدی بخاطر هنرمند بودنشان روح لطیف دارند و خیلی حساس هستند.

 من این حرفها را قبلا هم از ایشان شنیده بودم و اشک ایشان را که از خلوص بود دیده بودم... آن روزی که روزهای دفاع مقدس بود همان روزها هم همین جور دعواها بود ، خیال نکنید نبود ، به حافظه مراجعه کنید این دعواها بود. خودم جبهه بودم وگاهی از تهران میامدند نکاتی را می گفتند بعد دیدم در سالهای 63 64 65 هم  بچه ها در کتاب خاطرات خود نیز به آنها اشاره میکردند...آن موقع کنار آن بهشت، جهنمی بود الان هم کنار این


نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 17:11 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( سينمايي ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ممنوع التصوير شدن هنرمندان در صدا و سيما

به گزارش رویداد، حراست صدا و سیما به توصیه یک نهاد امنیتی در نامه ای به معاونت سیما اعلام نمود چهره های هنری که اسامی آنها اعلام می شود نباید در هیچ یک از برنامه ها تحت هر عنوان مانند بازیگر، کارشناس، مجری و ... حاضر شوند.

پیش از این نیز از انتشار اسامی بیش از یکصد نفر از ممنوع التصویر ها اخباری منتشر شده بود.د ر این لیست اسامی همچون بهاره رهنما ، سیدرضا میرکریمی، مجید ‏مجیدی، حسین پاکدل، احمدرضا درویش، فاطمه معتمدآریا، محمد رحمانیان، سید ‏محمدرضا بهشتی، هوشنگ توکلی، لیلی رشیدی، کیومرث پور احمد، کمال ‏تبریزی، هما روستا، مهتاب نصیرپور، مرضیه برومند، لادن مستوفی، ‏داریوش مهرجویی، عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز،‏ محمد رحمانیان، مهدی کرم‌پور، محسن مخملباف، مازیار میری، محمد احصایی، احمد ‏مسجد جامعی، معصومه ابتکار، علیرضا رئیسیان، منوچهر محمدی، علی معلم، حسین ‏زمان، حبیب‌الله صادقی، فرشته طائرپور، مرتضی رزاق کریمی، سامان سالور، پگاه ‏آهنگرانی، پانته آ بهرام، منیژه حکمت، رویا نونهالی، امیر جعفری، منوچهر شاهسواری، ‏عبدالحسین مختاباد، حسام الدین سراج، مسعود کیمیایی، گوهر خیراندیش، مسعود ‏رایگان، رویا تیموریان، محمدرضا فروتن، ابوالفضل جلیلی، اسرافیل شیرچى، مهرشاد ‏کارخانی، شاهین فرهت، محمد وافری، فاطمه راکعی، داوود رشیدی، هدیه تهرانی، باران کوثری، خزر ‏معصومی، بیژن امکانیان، بزرگمهر حسین‌پور، داریوش فرهنگ، لیلا حاتمی، علی مصفا، سعید ابوطالب، جمشید ‏بایرامی، حسین خسروجردی، علیرضا قاسم خان، احمد اسفندیاری، محمدرضا عارف، ‏نجفقلی حبیبی، مجید انصاری، حسن بلخاری، مهدی منتظرقائم، محمود نجاتی حسینی، ‏محمدعلی خلیلی اردکانی، کامپوزیا پرتوی، محمدعلی نجفی، قاسم افشار، مجید کیانی، ‏علی ژکان، ابراهیم حقیقی، سیروس تسلیمی، حمید فرخ نژاد، داریوش پیرنیاکان، امیر ‏جغتایی، محبوبه بیات، محمدرضا اصلانی، همایون امامی، ابراهیم حسن بیگی، افشین ‏علاء، رضا رییسی، فیروزه زنوزی جلالی، جعفر ابراهیمی، محمود دولت آبادی، یوسفعلی ‏میرشکاک، جمال میرصادقی، علی باباشاهی، عماد افروغ، سید مهدی شجاعی، احمد پورنجاتی، محمد بهشتی، عاتقه ‏صدیقی(رجایی)، عیسی کلانتری، الهه کولایی، محمد ستاری فر، صادق زیباکلام، رخشان ‏بنی اعتماد، ناصر تقوایی، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون، ناصر چشم آذر و علیرضا ‏شجاع نوری به چشم می خورد.



نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 16:23 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( سينمايي ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تصنيف جديد استاد شجريان به نام شادي آزادي

تصنیف شادی آزادی
آواز : استاد شجریان 
آهنگساز : کیوان ساکت 
شعر : ه .ا.سایه

دانلود با کیفیت 128

دانلود با کیفیت 64


نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ساعت 17:57 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( موسيقي ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سوتی مجلس شورای اسلامی

سلام عزیزان

در روز پنجشنبه در جلسه رای اعتماد به وزرای احمدی نژاد میکروفون هیئت رئیسه مجلس برای صدا وسیما که پخش زنده از مجلس داشت باز بوده  و هیئت رئیسه هم با هم شوخی هایی از قبیل تقلب+کهریزک+آرای120٪ و.. میکنند که پس ااز دو دقیقه با تذکر صدا وسیمایی ها این مشکل برطرف میشه

دانلود



نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ساعت 23:32 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( اجتمایی ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تصنیف جدید استاد محمد رضا شجریان به نام زبان آتش برای وقایع بعد از انتخابات

استاد بی بدیل و با غیرت آواز ایران برای وقایع و کشتار حوادث اخیر  و برای پایداری جنبش سبز ایران تصنیفی اجرا کرده اند که به سمع شما میرسانم

شعر :فریدون مشیری.

تنظیم:مجید درخشانی

خواننده:استاد محمد رضا شجریان

......................................................

ب

دانلود             mp3    7mb

دانلود             wma   2mb


 



نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388 ساعت 21:34 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( موسيقي ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در باره ندا آقا سلطان و عکسهای جدید او

 


این کلیپ را خودم برای ندا ودیگر کشته شدگان وقایع اخیر ساخته ام که با دکلمه خسرو شکیبایی همراه است        دانلود



ندا آقا سلطان در درگیری‌های روز شنبه ۳۰ خرداد در تهران
در اثر اصابت گلوله به قلبش کشته شد.

تصاویر ارسالی از لحظه مرگ ندا آقا سلطانی و عکس های مخابره شده از این دختر جوان بلافاصله در سایت ها و رسانه های خبری مختلف در سراسر جهان به عنوان نمادی از کشته شدگان درگيری های پس از انتخابات رياست جمهوری در ايران منتشر شد. کاسپین ماکان، دوست ندا آقا سلطان روز دوشنبه ۱ تير در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی با اشاره به اینکه ندا بهمن ماه امسال ۲۷ ساله می شد، گفت:"هدف ندا آقای موسوی یا احمدی نژاد نبود، هدفش وطنش بود و برايش اهمیت داشت که در این راه قدم بردارد. بارها اشاره کرده بود که حتی اگر جانش را از دست بدهد و گلوله به قلبش بخورد،که اتفاقا گلوله به قلبش خورد، در همين راه قدم برخواهد داشت. ندا با سن کمش درس بزرگی به خیلی ها داد."

آقای ماکان در باره روز حادثه گفت:"وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیری ها دور بود، یعنی در خیابان های فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی کلافه و از ماشین پیاده می شود. اما براساس تصاویری که مردم ارسال کرده اند،احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با نشانه گیری به قلبش می زنند."
کاسپین ماکان گفت:"چند دقیقه بیشتر طول نکشید، بیمارستان شریعتی نزدیک بود، حاضران سعی می کنند ندا را با اتومبیل به اورژانس ببرند اما قبل از انتقال به بیمارستان، او در دست استاد موسیقی اش جان می دهد."

آقای ماکان در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی افزود:"جسدش را دیروز با زحمت زیاد توانستیم تحویل بگیریم. البته جسد ندا در پزشکی قانونی تهران نبود، در پزشکی قانونی خارج از تهران بود. مسئولان پزشک قانونی خواستند که بخش هایی از بدنش از جمله قسمتی از استخوان رانش را بگیرند، پزشکی قانونی نگفت برای چه کسی اعضا را می خواهد استفاده کند، هیچ توضیحی در این زمینه داده نشد. خانواده موافقت کرد برای اینکه زودتر جسد را تحویل بگیرند، چون ممکن بود همین موضوع باعث تعویق تحویل جسد بشود. جسد را در قطعه ای از بهشت زهرا یک شنبه 31 خرداد هنگام عصر دفن کردیم، البته کسان دیگری هم که در درگیری ها کشته شده بودند را هم آنجا آورده بودند، انگار منطقه از پیش برای این افراد تعیین شده بود."

آقای ماکان در خصوص هزینه تحویل جسد نیز گفت: "در حال حاضر هزینه ای به طور مشخص پرداخت نشده، مقامات امنیتی ایران طی حکم های مختلف به بیمارستان ها، کلینیک ها و جراحان و پزشکی قانونی عنوان کرده بودند که نباید گواهی فوت براثر شلیک گلوله باشد، مسلما به این دلیل که در آینده شکایت بین المللی توسط خانواده ها به عمل نیاید . البته من هنوز برگه ترخیص ندا را ندیده ام اما در چند روز آینده از پدرش برگه را می گیرم."آقای ماکان با توضیح در مورد ممانعت از برگزاری مراسم برای ندا آق سلطان گفت:"دوشنبه یکم تیرماه ساعت دو ونیم قرار بود در مسجدی در خیابان شریعتی بالاتر از سید خندان مراسمی داشته باشیم، اما بسیجیان و مسئولان مسجد اجازه برگزاری ندادند، چون به نظرشان هرج و مرج می شود و نمی خواهند درگیری به وجود آید. چون می دانند که ندا مظلومانه رفت و می دانند که همه مردم در ایران و خارج از ایران متاسف شدند، و شاید پیش بینی می شد جمع کثیری از مردم حاضر شوند، به هر صورت فعلا اجازه برگزاری هیچ مراسم عمومی را نداده اند."

در همين حال، شاهدان عينی به بخش فارسی بی بی سی گفتند که عده زيادی برای برگزاری مراسم در مقابل مسجد الرضا در ميدان نيلوفر تهران جمع شده بودند، اما نيروی انتظامی با بيرون کردن جمعيت از مسجد و متفرق کردن آنها، اجازه برگزاری مراسم را نداد.آقای ماکان همچنين با اشاره به برخی تصاویر ویدئوهای جعلی که از ندا در سایت ها منتشر شده نیز گفت:" من توی بعضی از سایت ها می گشتم از جلمه" آی ریپورت"، عکسی از یک دختر خانمی با علامت های سبز در تظاهرات قبل از این درگیری در تظاهرات آرام گذاشته بودند و گفته بودند که عکس ندا قبل از درگیری است. در حالی که این تصاویر ربطی به ندا ندارد. آن دختر عکس آقای موسوی را در دست دارد، به نوعی به نظر می رسد طرفداران آقای موسوی ند ا را به او ربط داده اند. اما این طوری نیست. ندا فوق العاده به من نزدیک بود، ندا هرگز طرفدار هیچ یک از این دو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه. "بخش فارسی بی بی سی کوشيد که با ديگر اعضای خانواده ندا آقا سلطان نيز گفت و گو کند، اما يکی از بستگان او گفت که خانواده خانم آقا سلطان به دلايلی قادر به انجام مصاحبه نيستند


نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 0:33 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( اجتمایی ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دانلود شهادت شهید ندا آقا سلطان

 

در این هفته شبکه خبری cnn تصویر شهادت یک دختر جوان را در این هفته نشان داد که به معروفیت این شهید وطن انجامید.عکس زیر عکس وی هست که البته تایید نشده است.

دانلود شهادت ایشان نیز زیر عکس گذاشته ام.(به دلیل صحنه های دلخراش به انسانهای حساس توصیه نمیشود)

 

ندا آقا سلطان قبل از شهادت

دانلود فیلم شهید شدن ندا آقا سلطان

دانلود فیلم شهید شدن آقا سلطان

سرور دوم

دانلود شهید شدن آقا سلطان

دانلود شهید شدن آقا سلطان



نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 19:15 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( اجتمایی ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آخرین اخبار برای فردای شاید خونین

کروبی در فیس بوک خود نوشته که به هیچ وجه راهپیمایی شنبه 30 خرداد لغو نخواهد شد و طبق شنیده گفته میشود میر حسین گفته است با غسل شهادت به تظاهرات می آیم.

اینک آخرین بیانیه کروبی به شورای نگهبان:

بسم الله الرحمن الرحيم

اعضاي محترم شوراي نگهبان قانون اساسي
سلام عليكم
شما فقها و حقوقدانان گرامي در جايگاهي قرار گرفته ايد كه برآمده از مجاهدت ملت شريف ايران و ابتكار رهبر فقيد انقلاب و اجتهاد علما و روشنفكران منتخب مردم در مجلس خبرگان قانون اساسي است. نمايندگان ملت در اين مجلس به شرحي كه در مشروح مذاكرات آن آمده است - و برخي از ايشان در قيد حيات و از مراجع تقليد هستند – از اين حيث نظارت بر انتخابات را به شوراي نگهبان واگذار كردند كه نگران تكرار تجربه دخالت دربار و ساواك در انتخابات در رژيم گذشته بودند و گمان ميكردند با امكان تكرار تجربه ديكتاتوري در نهاد رياست جمهوري بايد نظارت بر انتخابات را به جمعي از فقها و حقوقدانان مستقل و بيطرف واگذار شود تا به نام دموكراسي، ديكتاتوري به وجود نيايد.

در سي سال گذشته هرگز اهميت اين نكته كليدي در تدوين و تفسير قانون اساسي تا اين حد مورد توجه قرار نگرفته بود كه امروز مورد توجه قرار گرفته است چراكه اكنون زمان انتخاب شوراي نگهبان است. متاسفانه به هر دليل انتخاباتي برگزار شده است كه در اثر كم دقتي ها و سوءاستفاده ها و باوجود فيلترهاي متعدد، اكثريت قاطعي از ملت ايران نسبت به نتيجه اعلام شده براي انتخابات معترض هستند و براي بطلان اين انتخابات دهها دليل دارند كه برخي از اين ادله از حد سند و مدرك (كه توسط نامزدهاي سه گانه به شوراي نگهبان ارائه شده) گذشته و به حد شياع رسيده است.

کروبی در ادامه نامه خود آورده است: نگهبان كاري كمتر از ابطال كند در حقيقت مرتكب اشتباه بزرگي شده است، قصد من تحت فشار قرار دادن شوراي نگهبان نيست. من به قانون عمل ميكنم و باوجود برخي باورها درباره عدم بيطرفي نهادهاي داوري كننده انتخابات هنوز اميدوارم شوراي نگهبان به وظيفه قانوني خود عمل كند و اين انتخابات را باطل اعلام كند،اين نه خواست يك فرد كه خواست يك ملت است. كساني كه در روزهاي گذشته در اجتماعات ميليوني در خيابانهاي تهران و برخي شهرستانها حضور يافتند و با كمال نجابت و صداقت با سكوت فرياد خود را به گوش شما مي رسانند نه خس و خاشاك كه همان امت هميشه در صحنه هستند. چگونه است كه تا روز قبل از انتخابات به اين جمعيت افتخار مي شد و از اجتماع ملت به شور انتخاباتي ياد مي شد و اكنون يا به الفاظ زشت از آنان ياد مي شود يا به عوامل بيگانه نسبت داده مي شوند؟ حتما به ياد داريد كه محمدرضا پهلوي هم قيام مردم تبريز را در آستانه انقلاب اسلامي به توطئه بيگانگان نسبت مي داد و مي گفت اينان از خارج وارد ايران شده اند.

در بخش دیگری از نامه کروبی آمده است: حتما به خاطر داريد كه محمدرضا پهلوي مخالفانش يعني ما و شما را ارتجاع سرخ و سياه مي ناميد و BBC را عامل انقلاب اسلامي ايران مي خواند. من به عنوان فردي كه از سال 1341 به عنوان يكي از ياران امام خميني براي جمهوريت و اسلاميت و آزادي در راه انقلاب اسلامي زندان رفته ام و شكنجه شده ام هشدار مي دهم كه توهين به ملت آتش خشم آنان را شعله ور مي كند. آنان كه اين روزها در خيابانهاي تهران تجمع مي كنند اتفاقا عصاره ملتند و هيچ نيازي به نيروي خارجي ندارند و از اموال عمومي مانند اتوبوسهاي دولتي و تبليغات تلويزيوني هم براي تجمع بي بهره اند و هيچ حزب و گروهي هم توان گردآوري اين همه جمعيت را ندارد. اين مردم نه خواستار تغيير نظام هستند و نه اجازه هر نوع آشوبي را مي دهند.

من خود در ميان جمعيت شاهد بودم چگونه نظم خودجوش اين ملت اجازه سر دادن هيچ شعاري را نميداد و با خشونت طلبان مرزبندي داشت. اينان تنها يك خواسته دارند و آن ابطال انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد 88 و برگزاري يك انتخابات سالم و آزاد بدون سوءاستفاده از امكانات دولتي است. اين انتخابات زير نظر همين نهادهاي فعلي برگزار خواهد شد و در آن هيچ چيزي جز يك رئيس جمهور تعيين نخواهد شد و معناي آن نيز هيچ چيزي جز تمكين نظام به راي ملت نخواهد بود.

شما مهمترين ظرفيت قانوني در اصلاح اين وضع هستيد كه مي توانيد با كمترين هزينه، خواست ملت را برآورده سازيد. مبادا با نااميدي ملت از شوراي نگهبان آن نگراني تاريخي امام خميني محقق شود كه فرموده بود: مبادا روزي ملت عليه شوراي نگهبان به خيابانها بريزند.با راي عادلانه درباره انتخابات و ابطال آن و برگزاري انتخابات مجدد اراده ملت را بپذيريد و بقاي نظام را تضمين كنيد كه اين به عدالت نزديكتر است.



نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388 ساعت 2:10 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( اجتمایی ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جمعه کفن پوش می شویم

هموطنان روز جمعه گرچه جمعه سیاهی شود با کفن به نماز جمعه می رویم و اعتراض خود را از متقلبین انتخابات به گوش همه میرسانیم 

موج سبز

موج سبز



نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 1:19 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( اجتمایی ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گل کاشتیم چقندر در آمد

خدا را شکر که مایلی کهن بیانیه داد تا این بیانیه ها گریبان گیر رجل سیاسی هم شد.

به قول یک رسانه:این روزها همه بیانیه می دهند شما چه طور؟

ولی این همه بیانیه ای که سید علی آقا حتی نگاهشان هم نمیکند چه فایده ای دارد؟.و به قولی باید گفت:(ای نامه که میروی به سویش       از جانب من به بوس رویش)

اصلا تا وقتی که  سایه سنگین ولایت فقیه هست حتی موسوی هم نمیتواند کاری بکند.

بد جور رکب خوردیم.گول خوردیم.در این انتخابات همه شرکت کردیم که یک نفر رای نیاورد ولی همان شخص با تقلب رای آورد .

من و خانواده ودوستانم که دیگر تا پایان حکومت ولایت فقیه رای نمیدهیم.حتی اگر امام زمان بیاید وکاندید شود.

میر حسین باید تا آخرین نفس از رای هایی که به او داده شد ودر نظر گرفته نشد حمایت کند وپیگیر آن شود واگر ین کار را نکند توهین به همه ما است که با احساسات ما بازی شده است و مقصر همه این اتفاقات هم شخص رهبر میدانم.

 



نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 ساعت 18:2 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( اجتمایی ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سبز-آبی-زرد-قرمز مسئله این است

 

 

گزارش لحظه به لحظه مسابقات چهار کاندیداها به گزارشگری من:

 

باسلام خدمت بینندگان عزیز.همونطور که میبینید بازیکنان وارد وزارت کشور شدند تا ثبت نام کنند.

خوب میبینیم  که میر حسین خودش تنها داره جلو میره،تک به تک با همه میکنه ،توی محوطه ی جریمه...

خوب ، احمدی نژاد یک تکل جانانه ولی بی رحمانه به او کرد و توپ رو از اون گرفت حالا این بار محمود هست که داره به تنهایی به سمت دروازه  سه تای دیگه میره((تماشا گران با هم فریاد میزنند : احمدی نژاد حیا کن تیم ملی رو رها کن))در همین لحظه مهدی کروبی که از همون طرفی که میر حسین ایستاده حمله میکنه وتوپ رو از احمدی نژاد میگیره  و همینجوری داره با میر حسین پاس کاری منظم میکنه.((تماشاگران ناراحتند که محسن رضایی چرا بازی خوبی انجام نمیده)) ولی زهی خیال باطل ، رضایی که پستش فوروارده اون جلو کمین کرده  ودر یک لحظه توپ رو با ملایمت از اون دو تا میگیره و میره سمت دروازه احمدی نژاد میره،احمدی نژاد بهت زده شده چون توقع نداشت رضایی یک همچین بازی رو از خودش نشون بده  ومیبینه که هیچ راهی نداره پس از در دوستی وارد میشه وفریاد میزنه محسن جون  تو دیگه چرا؟.ولی محسن جوابشو میده ومیگه من تا دم دروازه میرم  واگر تونستم خودم گل میزنم واگر نشد پاس میدم به موسوی تا اون گل بزنه.((تماشاگران همه با هم یک صدا میگویند:محسن بیا اینجا.محسن بیا اینجا))

چه میکنه این محسن رضایی

احمدی نژاد هیچ کاری نمیتونه انجام بده  و فقط فحش میده و میره پیش کمیته انضباطی تا پرونده اخلاقی همه رو در بیاره ولی نمیتونه .همونجا میره با لپ تابش توی برنامه اکسل و نمودار همه رو درجا میکشه.

تماشاگران دارند لباسهای سبز خودشون رو میپوشند.وااااای عجب بازی دراماتیکی شده این بازی.همه زمین سبز شده.عجب صحنه ای هست واقعا. میر حسین به سمت جایگاه 36 میاد و تعظیم میکنه.کروبی هم داره میگرده ببینه طرفداراش کجا هستد.در این میان ،رضایی که واقعا بازی خوبی رو وخصوصا توی دقایق آخر کرد اعتراض میکنه که من هم تشویق کنید وبه همین خاطر طرفداران موسوی یک ( محسن،هورااااااا،رضایی هورااااااا)برایش میگویند.

محمود اون وسط داره به مربی(هاشمی) میگه: تو پول باشگاه رو خوردی که من نتونستم خوب بازی کنم،سرمربی میاد و مربی  واحمدی نژاد رو از هم جدا میکنه .ولی مثل این که اوضاع بد تر از اینها است.چون محمود فحش ناموس داده.....

در یک اقدام هماهنگ موسوی و کروبی و رضایی میریزند سر احمدی نژاد و همه نقاشی هایش رو پاره میکنند.اون هم گریه میکنه ومیره پیش سر مربی.ولی مسئله به این سادگی ها نیست چون مربی منتظر اینه که یک جا تنها گیرش بیاره و تا میتونه بزنتش.

((تماشاگران همه باهم میگویند:محمود پاره ،پاره    ......  .....  .....  .....ت))

باز هم میگویند((توپ، تانک، فشفشه ، احمدی نژاد .........ه))

داور که میبینه همه دارند محمود رو ضایع میکنند چون ته دلش با اون هست به طرفداران تیم سبز اخطار میده)).

احمدی نژاد که از سمت طرفداران موسوی مورد عنایت قرار میگیره یک عکس رو از جیبش در میاره وبه سمت دوربین صدا وسیمای حاضر در ورزشگاه میگیره و میگه:(بگم؟ بگم)

]]این جا رو از ذهن احمدی نژاد گزارش میکنم[[:(( چرا کل استادیوم به من خیره شدند؟ چرا اینجوری نگاه میکنند؟ چرا مژه نمیزنند؟ این  هاله نور چیه دور  کله من؟ آیا امام زمان(عج) پرژکتور را سمت من گرفته؟یعنی من انقدر با حالم. خدا جون دمت گرم این دفعه رو بزار گل بزنم ، قول میدم هر روز یک بشقاب غذا واسه امام زمان کنار بگذارم))

همه میخواهند ببینند احمدی نژاد چی میخواهد بگوید ...

احمدی نژاد بالا خره دهانش را باز می کند و رو به  سرمربی میگوید :((پی پی دارم))

((همه تماشاگران یکصدا با هم میگویند:(میر حسین قهرمان میشه...خدا میدونه که حقشه..به لطف محسن(رضایی) و بچه ها میر حسن قهرمان میشه..میر حسین قهرمان میشه))

((یکهو صدای خاتمی پشت بلندگو ها به گوش میخوره که بلند بلند داره از ته دل میخندد))

 

اگر بازی نیمه دوم داشت:

نیمه دوم بازی رو بعد از نتایج نیمه اول گذارش میکنیم یعنی حدود یکشنبه یا دوشنبه که میشه 24-25 خرداد

احمدی نژاد



نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 ساعت 21:46 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( اجتمایی ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اندر احوالات وزیر اعظم نهم

 

گویندکه در ولایات خاور مشرق زمین در خاصه ی ایرانزمین بازار را متاهای باختر احاطه کردی و جوانان را همه تک بینی و جفت کم بینی.همچنین جماعتی را بینی که هنوز آواز همسر مرغان در نیامده ،کاشانه را ترک گویند و در زمهریر زمستان برای دو صد و افزون بر آن خمس صد تومان سخت کار کنند و قرص نانی خورند و باز شکر یزدان گویند.

مطالب فوق الذکر را جملگی انتری پشم آلود به گونش عامل است که چون بر کرسی داروغه ی کلان شهر اصلی بنشست و پس از آن تاج وزری بر سرش نهادند، ایتام و مساکین را به مصلحت دست نوازش کشید که دگرباره بر کرسی بنشیند.پس با ممالک خاور دور نزاع کردی و سر هسته ی هلویی عالم را به بلوا و هیاهو نشاند.

عزیز جان همایونی بود و جز یک بار خاطر ایشان را مکدر نکرد وحکایت آن این باشد که اعلی حضرت همایونی هر گونه ارتباط تحت اللفظی را با مملکت دیوان که در خاور دور و جدید التاسیس سکنی گذیده بودند حرام کرد ولی وی خیره سری کرد و بگفت :ما را با هر مملکتی شرایط مراوده هست.

وی را کاروانی بود که شهر دیوان را سیر میکردند پس ایشان هم مرکبی خالی دید و بس بنشست وچون به آن بلاد شیاطین رجیم رسید تریبون را همی ازآن خود کرد و بر مبحثی مربوط به قوم لوط به خیره سری از او سوالها پرسیدند وچون پاسخ وی را شنیدند خنده ها سقفها را شکاف زدی و شاخها به یک باره درآمد.

از کرامات وی این بود که حافظ ناموس ملت بودی و آنها را ارشاد کردی واز این رو مرکبی سبزرنگ برای ارشاد جوانان عریان گیس و تنگ جامگان گمارد.

از دیگر کرامات او این بود که قوت غالب مرکبهای ملت را سهمیه بستندی و دیگر آنکه موجبات شادی ملت را با چهره اش فراهم نمود وخیل عظیم پیامک را از توصیفات حسنات سیمایش هدیه کرد و به مخابرات تقدیم نمود.

از دیگر کرامات فاضله ی ایشان نقل شده است که در سفر به سرزمین حرامی ها او را به حین مصاحبت با اصحاب الرسانه حاله ای نور فرا گرفت کاین از نظرات امام غایب به ایشان است، پس درد دل نزد شیخ آمل برد و شعاع حاله را بر ایشان هویدا نمود ایشان نیز بسی تعجب نمودند و فکها همه درجا بیافتاد. او را عادت است به وقت سبوح و نماز دگر سجاده ای جنب خود بسط کند وهنگام اطعام نیز طعامی کنار گزارد که غایب عصر از آن تغذیه نماید.او را وزرا عالی است چون به وقت مبعثش رسید 1 سال خبری از نام ایشان نبود و این اخیر هم وزیر مملکت را تحصیل کم بودی و خود را دکتری جا زدی آن هم از بلاد لندن و دانشگاه آکسفورد که بی شک از جندی شاپور هم اعتبار فزونتر دارد.

او را کلمات نیز عای است چون وی را انتقادی بود به امور مالیه ی ولایت امریکا.اورا گفتند:امور مالیه ی بلاد خودت به سامان است؟بگفتا بلی. پس دگرباره پرسیدند پس این گوجه های سرخ گون فرنگ را چرا قیمت بالا است؟بگفتا: ما گرانی ندیده ایم اگر هم کسی به ناگاه اشتباها رویت کرد آن رشد قیمت است که سود هم دارد نه گرانی.علی ای حال باز اگر رشد قیمت دیدید محله ی ما را منور کرده و خرید از آنجا کنید که بسیار ارزان است و رشد قیمت در آن جای ندارد.

حال که وقت نشستن او در کرسی وزیری افول کردی وی را شدت کار بسیار است که دوره ای دگر کرسی را صفت بچسبد تا آن سید خندان سلمانی که سر و ریش هر کس را می دید طلب اصلاح آن را داشت این کرسی را به سلمانی خویش نبرد و چون وزیر را محاسن بر گون داشتی از اصلاح آن بیم داشت و طالب بود دست سید خندان را کوتاه کند که دیگر به پاستور برنگردد و رنگ آن کرسی خوش نشین 8 ساله را نبیند.

احمدی نژاد



نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 16:50 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( اجتمایی ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بسی رنج بردیم در این سال سی.....................که رنج برده باشیم فقط ,مرسی

در سنه 57 و برج دلو بود كه شهريار نگونبخت ايرانزمين رسما به زير افكنده شد.

شرح ماجرا از آن باشد كه در سنه  42 خورشيدي ملايي از مدرسين قم و نجف و از تبار خمين به پا خاستي تا كاپيتولاسيون را منحل كردي ليكن آريامهر او را خاموش و مبحوس ساخت و اين بود جرقه هايي از ليهيب آتشي كه ايران و امتش را بسوزاندني.

به سنه 57 كه نزاع مردم با سلطنت همايوني  بالا گرفت. روح الله خان خميني السلطنه  كرسي سلطنت را تهي ديد و امت را به تحرك وا داشت.از اين رو گورستان را مناسب ديد تا ايراد سخن كند.

او را سخنان بسيار فريبنده بود ، گفت)):آب شما بايد مفت باشد،برق وگاز شما بايد مفت باشد،ماليات حرام است))

آرايا مهر همي غالب تهي كرد و  جملگي با عيال و فرزندان به ديار فراعنه پناه بردند.از آن سو روح الله خان رفراندوم برگزار كردندي كه شك وترديد بر سلطنتش را برهاند.پس شاهنشه ايرانزمين خير حكومت بزندندي  وعزلت اختيار كرد .

روح الله خان نيز وليعهدي منسبش را به حاج آقا منتظري اعطا نمود و دولت ها همي حكوت موقتي ايجاد نمودند.در اين حال بود كه ميرزا حسين خان صدام السلطنه طلب عراضي اجدادي خود را كرد، پس 8 سال جنگ بودي و 8 سال كشتار جواناني كه همه محصول پرورش  همايوني بودند و جرات زياد بود. در اين برحه رئساي دولت  اينان بودند كه ميگوييم:1-ميرزا ابولحسن خان بني صدر كه از خائنين و طاعنان روزگار بود.2-ميرزا محمد علي خان رجايي كه عمر او بسي كوته بودي-3-ميرزا سيد علي خان حسيني خامنه اي كه از مردان رند ونظر باز روزگار بود كه اغاز كرسي هاي هشت ساله را او شروع كرد-4-اكبر خان هشمي رفسنجاني كه قدرت همي به شدت بسيار بود و از رندي و حيلت هيچ كم ندارد-5-دكتر ميرزا سيد محمد خان خاتمي كه از ساختار شكنان رژيم بودي و او را دائم لبخند بر لب بود كه او را سيد خندان ناميدند-6-محمود خان احمدي نژاد كه قبلا سبورچيان نام شهرتش بودي و الان مليجك دربار رهبري است.

آري .به سنه 68 كه روح الله خان ريق رحمت نوشيد فرزندش حاج احمد آقا كه تشنه قدرت بودي و در حيات پدر رخصت نداشت كه ناخنكي بر مناسب قدرت زند فرصت مناسب ديد  و با خود شيريني وجعل  دستخط پدر همي سيد علي خان خامنه اي را بر قدرت رهبري نشاند و منتظري را بپيچاند.ملت را اعتراض بود كه مرجعيت رهبري پس چه شد گفتند صبور باشيد تا حكم مرجعيت هم برايش سفارش داديم كه تا فردا ميرسد.

آن سيد خندان كه خاطر همايوني را مكدر كرد روي كار آمد و همي غوغا به پا كرد  و خورد و رفت و كرسي را به محمود خان احمدي نژاد داد كه او هم بر اين ملت سوار شود كه سواري بر ملتي كه خود به دست خويش خود را به استر  وقاطر تبديل نمودند بسي حال ميدهد .جان شما.

این هم عکسی از آیت الله طالقانی در فرودگاه مهر آباد در ۱۲ دی ۵۷ که کوشه نشسته و برا استقبال خمینی نیامده است

khomeini

((هر گونه برداشت با ذکر منبع بلا مانع است))

 



نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387 ساعت 15:32 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( اجتمایی ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اندر احوالات وزیر اعظم نهم

گویندکه در ولایات خاور مشرق زمین در خاصه ی ایرانزمین بازار را متاهای باختر احاطه کردی و جوانان را همه تک بینی و جفت کم بینی.همچنین جماعتی را بینی که هنوز آواز همسر مرغان در نیامده ،کاشانه را ترک گویند و در زمهریر زمستان برای دو صد و افزون بر آن خمس صد تومان سخت کار کنند و قرص نانی خورند و باز شکر یزدان گویند.

مطالب فوق الذکر را جملگی انتری پشم آلود به گونش عامل است که چون بر کرسی داروغه ی کلان شهر اصلی بنشست و پس از آن تاج وزری بر سرش نهادند، ایتام و مساکین را به مصلحت دست نوازش کشید که دگرباره بر کرسی بنشیند.پس با ممالک خاور دور نزاع کردی و سر هسته ی هلویی عالم را به بلوا و هیاهو نشاند.

عزیز جان همایونی بود و جز یک بار خاطر ایشان را مکدر نکرد وحکایت آن این باشد که اعلی حضرت همایونی هر گونه ارتباط تحت اللفظی را با مملکت دیوان که در خاور دور و جدید التاسیس سکنی گذیده بودند حرام کرد ولی وی خیره سری کرد و بگفت :ما را با هر مملکتی شرایط مراوده هست.

وی را کاروانی بود که شهر دیوان را سیر میکردند پس ایشان هم مرکبی خالی دید و بس بنشست وچون به آن بلاد شیاطین رجیم رسید تریبون را همی ازآن خود کرد و بر مبحثی مربوط به قوم لوط به خیره سری از او سوالها پرسیدند وچون پاسخ وی را شنیدند خنده ها سقفها را شکاف زدی و شاخها به یک باره درآمد.

از کرامات وی این بود که حافظ ناموس ملت بودی و آنها را ارشاد کردی واز این رو مرکبی سبزرنگ برای ارشاد جوانان عریان گیس و تنگ جامگان گمارد.

از دیگر کرامات او این بود که قوت غالب مرکبهای ملت را سهمیه بستندی و دیگر آنکه موجبات شادی ملت را با چهره اش فراهم نمود وخیل عظیم پیامک را از توصیفات حسنات سیمایش هدیه کرد و به مخابرات تقدیم نمود.

از دیگر کرامات فاضله ی ایشان نقل شده است که در سفر به سرزمین حرامی ها او را به حین مصاحبت با اصحاب الرسانه حاله ای نور فرا گرفت کاین از نظرات امام غایب به ایشان است، پس درد دل نزد شیخ آمل برد و شعاع حاله را بر ایشان هویدا نمود ایشان نیز بسی تعجب نمودند و فکها همه درجا بیافتاد. او را عادت است به وقت سبوح و نماز دگر سجاده ای جنب خود بسط کند وهنگام اطعام نیز طعامی کنار گزارد که غایب عصر از آن تغذیه نماید.او را وزرا عالی است چون به وقت مبعثش رسید 1 سال خبری از نام ایشان نبود و این اخیر هم وزیر مملکت را تحصیل کم بودی و خود را دکتری جا زدی آن هم از بلاد لندن و دانشگاه آکسفورد که بی شک از جندی شاپور هم اعتبار فزونتر دارد.

او را کلمات نیز عای است چون وی را انتقادی بود به امور مالیه ی ولایت امریکا.اورا گفتند:امور مالیه ی بلاد خودت به سامان است؟بگفتا بلی. پس دگرباره پرسیدند پس این گوجه های سرخ گون فرنگ را چرا قیمت بالا است؟بگفتا: ما گرانی ندیده ایم اگر هم کسی به ناگاه اشتباها رویت کرد آن رشد قیمت است که سود هم دارد نه گرانی.علی ای حال باز اگر رشد قیمت دیدید محله ی ما را منور کرده و خرید از آنجا کنید که بسیار ارزان است و رشد قیمت در آن جای ندارد.

حال که وقت نشستن او در کرسی وزیری افول کردی وی را شدت کار بسیار است که دوره ای دگر کرسی را صفت بچسبد تا آن سید خندان سلمانی که سر و ریش هر کس را می دید طلب اصلاح آن را داشت این کرسی را به سلمانی خویش نبرد و چون وزیر را محاسن بر گون داشتی از اصلاح آن بیم داشت و طالب بود دست سید خندان را کوتاه کند که دیگر به پاستور برنگردد و رنگ آن کرسی خوش نشین 8 ساله را نبیند.

احمدی نژاد



نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 20:39 توسط حسین
[ ] | مطالب مرتبط ( اجتمایی ) | لينک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


آمار و امکانات

وبلاگ ما را صفحه خانگي خود کنيد        اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !    لينک RSS    افراد آنلاين:     تعداد بازديدهاي کل:

 

MANAGEMENT by hossein . Copyright © 2008-09 HMCS.blogfa.com

Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir